Timeline Photos
«غنچه قوامی تهدید شده به زندان قرچک فرستاده خواهد شد»

عفو بين الملل در بيانيه ای دراينباره آورده است که خانم قوامی پس از آزادی (پس از بازداشت موقت) به يکی از دوستان خود گفته بود که در بازداشت کوتاه مدتش به سيلی زده شده و بر روی زمين کشيده شده بود و آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده است.

در اين بيانيه آمده است که خانم قوامی در ۴۱ روز اول که در سلول انفرادی بوده، تحت فشار شديد روانی بوده و تهديد شده که به زندان قرچک فرستاده خواهد شد جايی که محکومان جرايم خطرناک در آنجا زندانی هستند.

او يکی از دهها زنی بود، که می خواست بازی تيم ملی واليبال ايران را نه از تلويزيون بلکه در استاديوم آزادی و از نزديک تماشا کند. برادرش دراينباره می گويد: « تيم واليبال ايران خيلی خوب بازی می کند، فقط خواهر من نبود، خيلی از ايرانی ها حتی ايرانی های خارج از کشور هم اين بازی ها را دنبال می کنند و خب در داخل کشور ايرانی ها می خواستند که چون موقعيت وجود داشت اين بازيها را از نزديک ببينند. همان روز هم پدر و مادری اعتراض کرده بودند به غنچه و گفتند نرو ممکن است مشکلی پيش بياد، گويا در همان روز روزنامه ها نوشته بودند که خانمها می توانند به استاديوم بروند. پيش از آن هم آقای روحانی دراينباره صحبت کرده بودند. بعد از اينکه غنچه اين روزنامه را خريده و به مادرم نشان داد، او راضی شده که غنچه به استاديوم برود. اينگونه او رفت و دستگير شد.»

گزارش كامل در سايت راديو فردا :

http://j.mp/1AGR6XR

آیا جرمش این بود که نوشت "… رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايی ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحانی در حوزه زنان می تواند انجام دهد" ؟

غنچه قوامی ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ در صفحه فیسبوک خود نوشته بود:

تهديد مي كنند : " هوا كه تاريك بشه، جمعتون مي كنيم." مي گويند كه نيرو براي حفظ امنيت ما در داخل ورزشگاه ندارند، در حاليكه به تعداد ما مامور براي تهديد و ارعاب آورده اند. مي گوييم ورود زنان به ورزشگاه هيچگونه منع قانوني و شرعي ندارد. مي گويند "دستور" است و مثل هميشه مامورند و معذور. سرهنگ عرب سرخي مي گويد: " گوشتون رو عين موش مي گيرم و پرتتون مي كنم توي ون". نماينده معاونت زنان رياست جمهوري به حمايت از تجمع كنندگان آمده است و وعده برگزاري جلسه با حضور معترضين و سردار ساجدي و استاندار و … مي دهد. رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايي ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحاني در حوزه زنان مي تواند انجام دهد. وزير ورزش مسابقه قبلي را به طور سمبليك با خانواده خود در ورزشگاه به تماشا نشسته است، كه نشان دهد از ورود زنان حمايت مي كند. يك سال گذشته و اين حمايت ها راه به جايي نبرده است. حتي براي تماشاي مسابقات واليبال و بسكتبال كه تا دو سال پيش براي زنان مجاز بود. كار كار خودمان است، بايد جمع شويم و آنقدر پشت در ها بايستيم تا مجوز حضورمان صادر شود.

http://goo.gl/6KWCHQ

ژیلا بنی‌ یعقوب نیز نوشته بود:

چرا جمهوری اسلامی به جامعهٔ بین‌المللی تعهد میدهد اما به تعهدات خود عمل نمیکند؟

http://goo.gl/tYqZZ0

بازداشت زنان "ايرانی" پس از وعده های پوشالی حسن روحانی!

ممانعت از ورود زنان، برخلاف مقررات و تعهداتي است كه جمهوري اسلامي به فدراسیون جهانی والیبال داده است! فعالان زن در روزهاي گذشته از تبعيض شرم آور بين زنان ايراني و غير ايراني خبر داده بودند تا آنجا كه عده اي از دختران ايراني مجبور شدند با لباس تيم مقابل مقابل و تشويق آنها وارد ورزشگاه شوند!

http://goo.gl/kCnAVF

كسی كه حجاب ندارد بيمار نيست كسی كه با ديدن موًي زن حالش بد ميشود بيمار است!

‫كسی كه حجاب ندارد بيمار نيست كسی كه با ديدن موًي زن حالش بد ميشود بيمار است!‬


Timeline Photos
یک زن ایرانی‌ خطاب به حسن روحانی یکی‌ از طراحان حجاب اجباری در ایران: حسن آقا همين كه هست … نميخواهی ؟ برو … كسی كه حجاب ندارد بيمار نيست كسی كه با ديدن موًي زن حالش بد ميشود بيمار است!

در حالی‌ که میلیون‌ها زن و مرد مخالف حجاب اجباری در ایران هستند و بارها هزاران نفر جهت دست یافتن به آزادی‌های اجتماعی به خیابان آمدند و سرکوب شدند، اکنون باقر نوبخت سخنگوی دولت روحانی می‌گوید "بدحجابی بیماری است و با ما سازگاری ندارد! "

حسن روحانی فردی است که در کتابش اعتراض زنان به حجاب اجباری‌ ر ا به غر زدن تعبير کرد و علی‌ رغم نظر طالقانی كه معتقد به اختیاری بودن حجاب بود گفت: در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب الزامی کنیم، که آغازی برای وزاتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد …

http://goo.gl/6V4CbG

آیا ويديوی افشاگرانه در مورد چگونگی اجباری شدن حجاب در ايران را که سال گذشته در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۲ منتشر کردیم را به خاطر دارید؟

همان ویدیویی که یاد آور شدیم روحانیون طرفدار خمینی قبل از انقلاب نه تنها حرفی‌ از حجاب اجباری نمی‌‌زدند، بلکه وعده از آزاد بودن مردم میدادند … اما به فاصله بسیاری کوتاهی‌ پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در تاریخ ۸ مارس ( ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ ) مردان لباس شخصی با حمایت روحانیون طرفدار خمینی با سنگ و چوپ و اسلحه و با شعار « یا روسری یا توسری» به بانوان ایرانی حمله کردند ….

http://j.mp/1fbxnu5

سخنگوی دولت بنفش: بدحجابی بیماری است و با ما سازگاری ندارد

رئیس دولت "تدبیر و امید" چهار روز پیش: مریض با دیوار و فیلتر و ون مداوا نمی‌شود بلکه باید بیمار را نزد متخصص برد.

محمدباقر نوبخت در حاشیه جلسه هیات دولت روز گذشته (۱۹ شهریور) در جمع خبرنگاران گفت: "برای جامعه اسلامی و مذهبی و ارزشی ما بدحجابی نوعی بیماری محسوب می‌شود و با بافت مذهبی کشور ما سازگاری ندارد و ما حجاب را به عنوان یک ارزش همراه با عفاف مورد تاکید قرار می‌دهیم و به همین جهت از همه دختران، خواهران و مادران‌مان خواهش می‌کنیم که به هنجار مورد احترام جامعه التفات بیشتر داشته باشند ."

منبع: سایت انتخاب

http://goo.gl/1JYmgS

پرسش یکی‌ از بانوان ایرانی‌: این چه بیماریه که ۴ سال یه بار موقع انتخابات و راهپیمایی ۲۲ بهمن خوب میشه و با افتخار تو صدا و سیما خانمهای بد حجاب رو نشون میدن و سند مردمی بودن و حقانیت انقلاب میشن؟

و دیگری می‌گوید: اون روزا که رای میخواستی که ملت مریض نبودن حالا مریض شدن؟!

دولت تدبیر و امید؟ دولت تدبیر برای نا امیدی " حسن روحانی" راه سلف خود را می رود کسانی که به ایشان رای داده اند و به امید تدبیر ایشان نشسته اند "خام اندیش " هستند و بی اطلاع از تجربیات سیاسی گذشته ایران . چند بار می شود راهی را رفت که به بی راهه میرود.

یکی‌ دیگر از بانوان ایرانی‌ می‌گوید: "جالبه اينايى كه اينهمه سال با بد حجابي مبارزه ميكنند ( كه هيچ موفقيتي هم نداشته اند) موقع انتخابات به ما زنان بد حجاب نياز دارند و پوستر هاي انتخاباتي رو با عكس ما تزيىن ميكنند !!! "

آیا کاخ‌ها و اموال شاه، در نظر شیخ معتدل میراث خاندان پهلوی محسوب نمی‌شود که جهت پز دادن به مهمانان ایرانی‌ و غیر ایرانی‌ مراسم و مهمانی‌های خود را در کاخ‌های مجلل شاهنشاه برگزار میکنند ، جولان میدهند و «خود نمایی» می‌کنند ؟؟ اما در مورد موضوع حجاب زنان می‌گوید نخواهد گذاشت اون «میراث شوم خاندان جنایتکار پهلوی» دوباره بخواهد خود نمایی کند!

چرا دل کندن از «کاخ‌های زیبا با معماری سنتی اصیل ایرانی» برای رئیس دولت "تدبیر و امید" همانند سید محمد خاتمی برایش عذاب آور است و این مجموعه کاخ‌های زیبا که با بی‌ کفایتی حکومت اسلامی رو به تخریب است "میراث شوم خانواده جنایتکار پهلوی" محسوب نمی‌شود، اما آنجا که صحبت از حق انتخاب نوع پوشش زنان که یک مساله کاملا شخصی‌ است و به رئیس دولت و دیگر مسئولین نظام هیچ ربطی‌ ندارد آن‌ را «میراث شوم خاندان جنایتکار پهلوی» می‌نامد؟

لازم به ذکر است طرح عفاف و حجاب، در "دوران محمد خاتمی" در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد توسط وزرات کشور ایران و با کمک نیروی انتظامی اجرا شد!

اکنون حسن روحانی در بهترین حالت که با تشویق عده‌ای نان به نرخ روز خور مواجه شده می‌گوید:

مریضی با "فیلتر"، دیوار و "ون" حل نمی‌شود! مریض را پیش متخصص می‌بریم!

جالب است که محمود احمدی‌نژاد با همهٔ آن‌ خباثت خود میگفت: " بچه‌ها هرجور دوست دارند موهاشون رو بزنند به من و تو چه ربطی‌ داره؟ من و تو باید بیایم به مسائل اساسی‌ کشور برسیم …"

اما علی‌ رغم سخنان عوام فریبانه خاتمی‌ها ، روحانی‌ها و احمدی‌نژاد ها … سالهاست مسئولین به جای رسیدگی به امور اشتغال، محیط زیست، آب رسانی، امنیت، … دغدغه آنها موی زنان شده است، و بی‌ تردید می‌توان گفت آنها که به جای رسیدگی به مسائل اساسی‌ کشور دغدغه دیده نشدن موهای زنان و نوع پوشش زن و مرد را مطرح میکنند همگی‌ مریض هستند چه حسن روحانی که با مدرک تحصیلی‌ قلابی، خود را متخصص می‌پندارد و می‌خواهد مردم را درمان کند و چه آخوند‌های دیگر که می‌گویند می بایست مردم را با شلاق به بهشت ببرند!

اگر شما آقایان نمی‌‌خواهید موی زنان را ببینید فرزندان خود را نیز از اروپا، کانادا و آمریکا به ایران برگردانید و همگی‌ از خانه‌ها و مساجد تکان نخورید که مبادا موی سر زن اشعه‌ای تولید کند که روی شما جماعت ضعیف النفس اثر بگذارد!

و پرسش دیگر اینکه چرا حسن روحانی از یکی‌ دیگر از میراث خاندان پهلوی یعنی حق رای برای زنان استفاده نموده تا آرای زنان را جهت مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامی کسب نماید اما اکنون به حق انتخاب نوع پوشش آنها احترام نمیگذارد؟؟

بانک ملی و سپه ، دانشگاه تهران، و بسیاری دیگر از دانشگاه‌های کشور، ارتش نوین (نیروی دریایی/هوایی/زمینی) ، رادیو ، دادگستری ، مدرسه، قانون مدنی ، راه آهن سراسری ، صنایع ، فرهنگستان ، ژاندارمری ، دانشسرای عالی ،خبرگزاری پارس ، ثبت اسناد و احوال ، بیمه ، موزه ، فدراسیون فوتبال و .. گاهنمای ایرانی ، مدرنیته، احیای اماکن باستانی و ملی … اصلاحات ارضی (کوتاه کردن دست "مالکان بزرگ، اوقاف و ملایان" و ارائه سند مالکیت زمینهای تقسیم شده به کشاورزان )

میراث دوران پهلوی محسوب میشود که زنان و مردان بسیاری در کنار هم برای این دست آورد‌ها تلاش کردند و جنگیدند.

ولی‌ افسوس که اکنون افرادی قدرت را به دست گرفتند و با بی‌ لیاقتی و بی‌ سوادی خود در صدد نابود کردن میراث دوران گذشته هستند … اما فراموش کردند که در عصر ارتباطات جهل و نادانی‌ به زودی شکست خواهد خورد و دیکتاتور‌های مذهبی‌ به زباله دان تاریخ سپرده خواهند شد!

***

سخنان ضد و نقیض حسن روحانی در مشهد، سانسور و فریب کاری در سایت بی‌ بی‌ بی‌ سی‌

" این سرزمین برای حجاب و عفت جنگید، مبارزه کرد و خون داد. و پیکر‌های بی‌ جان بر روی سنگ‌های مسجد گوهرشاد به زمین افتاد، اما از عفافش دفاع کرد و دفاع می‌کند و نخواهد گذاشت اون میراث شوم خاندان جنایتکار پهلوی دوباره بخواهد خود نمایی کند "

لینک سخنان روحانی در مشهد در یوتیوب:

http://goo.gl/hZq8YW

اما این بخش از سخنان حسن روحانی در سایت بی‌ بی‌ سی‌ انعکاس پیدا نکرد! و صرفاً بخش فریبکارانه سخنرانی‌ رئیس دولت بنفش در جمع "نخبگان" در صفحه فیسبوک بی‌ بی‌ سی‌ منتشر شد، و طبق معمول تعدادی از ماموران وزارت اطلاعات با استفاده از تصویر دختران بی‌ حجاب در عکس پروفایل خود فریاد " درود بر رئیس جمهور مردمی من " سر دادند!

یکی‌ از این پروفایل‌های جعلی نوشته است: "واقعا خیلی مرده کاردرستیه ولی حیف قدرت نداره شک نکنین باهمین اظهارنظرش ازبیت معظم له بهش تذکر میدن"

و یکی‌ از مخالفان جمهوری اسلامی نوشته است: باورت شد؟ روحانی هم از مهره های امنیتی قدیمی و کهنه کار جمهوری اسلامی و از شاگردان خمینی است که هدفش استمرار حکومت ولایت فقیه است!

همزمان با سخنان حسن روحانی در مشهد روز یکشنبه ۱۶ شهریور۲۷ دختر و ۱۶ پسر ایرانی به دلیل شرکت در یک مهمانی در شهرک ساحلی «خزرشهر» مازندران از سوی نیروی انتظامی زیر نظر وزارت کشور دولت "تدبیر و امید" بازداشت شدند.

بی‌ بی‌ سی‌ با سانسور بخش دیگر سخنان روحانی در تیتر خود نوشت "رئیس‌جمهوری ایران امروز در سخنرانی در شهر مشهد با انتقاد از سیاست‌های عفاف و حجاب در ایران گفته است با "ون، مینی‌بوس، پاسبان و سرباز فرهنگ درست نمی‌شود."

و یکی‌ از کاربران فیسبوک نوشته است: "درسته با مینی بوس حل نمیشه ولی با اتوبوس حل میشه چون اتوبوس از مینی بوس بزرگتر است"

شایان ذکر است مسیح علی نژاد که با همکاری ماموران وزارت اطلاعات کمپین " آزادی های یواشکی زنان در ایران " را راه اندازی کرده نیز در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ با آوردن مثالی برگرفته از ادبیات محمود احمدی‌نژاد، از اپوزیسیون خارج از کشور انتقاد کرده و از حجاب اجباری دفاع نمود و به نمایندگی‌ از جنبش سبز همانند روحانی گفت: کسانی‌ که به خیابان آمدند فقط به دنبال رای خود بودند "مردم انقلاب کردند تا جمهوری اسلامی داشته باشند و حجاب را بیاورند!"

از مسیح علی‌ نژاد پرسیدیم چرا حاضر نیستید سوالاتی که ما مودبانه بر اساس اظهار نظر‌های سیاسی خودتان در رسانه‌‌ها، مطرح کردیم به اشتراک بگذارید تا مخاطبان صفحه شما خودشان قضاوت کنند؟؟
آیا حاضر هستند طراحان حجاب اجباری را به مردم معرفی‌ کند؟

http://goo.gl/cauJp9

آیا خانم علی نژاد حاضر است در آن‌ صفحه "آزادی های یواشکی" به مردم بگوید که حسن روحانی در کتابش اعتراض زنان به حجاب اجباری‌ ر ا به غر زدن تعبير کرد و علی‌ رغم نظر آقای طالقانی كه معتقد به اختیاری بودن حجاب بود گفت: در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب الزامی کنیم، که آغازی برای وزاتخانه‌ها و ادارات دولتی باشد …

http://goo.gl/6V4CbG

آیا خانوم علینژاد حاضر است طراحان حجاب اجباری را به مردم معرفی‌ کنند و این ويديوی افشاگرانه در مورد چگونگی اجباری شدن حجاب در ايران را که سال گذشته در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۲ منتشر کردیم را در آن‌ صفحه به اشتراک بگذارند؟

http://j.mp/1fbxnu5

NEW WAVE OF ARRESTS BEGAN IN IRAN: 5 Activists arrested in recent days Arash Sad…

NEW WAVE OF ARRESTS BEGAN IN IRAN: 5 Activists arrested in recent days
Arash Sadeghi, Navid Kamran, Golrokh Iraee, Behnam Mousivand and Omid Alishenas were arrested.
موج جدید دستگیری فعالان در ایران: آرش صادقی، نوید کامران، گلرخ ایرایی، بهنام موسیوند و امید علی شناس در روزهای اخیر دستگیر شدند.


Timeline Photos
آرش صادقی بازداشت شد

به گزارش خبرگزاری هرانا آرش صادقی فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق ساعاتی پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش سپيده دم آخرین نوشته آرش صادقی پیش از بازداشت به شرح زير است:

یه روزی هاشمی به کاردینال ریشلیو تشبیه میشد و متهم بود به دست داشتن در قتلهای زنجیره‌ای و همکاری با پدر ژوزف در خصوص از میان برداشتن روشنفکران و دگراندیشان و امروز نماد و مظهر اصلاحات.
سردار قاسم سلیمانی هم تا چندی پیش یکی از فرماندهان سپاه قدس بود که در اقصی نقاط دنیا اهداف امریکا و دشمنان نظام رو مورد هدف قرار میداد و یکی از عوامل سرکوب مردم بعد از کودتای ۸۸" و حالا تبدیل شده به قهرمان ملی

جناب پورمحمدی هم جای خود دارند.
با این وضعیت پیش بریم احتمالا باید منتظر باشیم روزی از روح الله حسینیان و فلاحیان هم به عنوان اسطوره‌های ملی ومیهنی یاد بشه. شاید هم یه روزی بیان و به عنوان یه نیروی تحول خواه کاندید بشن و ماهم بریم بهشون رای بدیم. خدارو چه دیدی.

تیم ملی والیبال ایران با نتیجه سه بر یک بلژیک را شکست داد و به مرحله بعد صعود کرد.

‫تیم ملی والیبال ایران با نتیجه سه بر یک بلژیک را شکست داد و به مرحله بعد صعود کرد.


Timeline Photos
پیروزی تیم ملی والیبال مقابل بلژیک و يك پيشنهاد

تیم ملی والیبال ایران با نتیجه سه بر یک بلژیک را شکست داد و به مرحله بعد صعود کرد.

<<< ما گردانندگان سايت سپيده دم پيشنهاد ميكنيم بيايم هر بار پس از پيروزی تيم ملی واليبال، از مردان و زنانی چون غنچه قوامی كه به خاطر درخواست مسالمت آميز و به حق "حضور زنان در سالن مسابقات والیبال" دستگير شدند، ياد كنيم و به همراه اخبار ورزشی تصاوير افراد دستگير شده را نيز به اشتراك بگذاريم. >>>

تیم والیبال ایران، دقایقی قبل موفق شد در چهارمین بازی خود در مسابقات قهرمانی جهان، با نتیجه ۳-۱ بر تیم بلژیک پیروز شود.

ملی‌پوشان ایران، حریف اروپایی خود را در ست‌های اول، دوم، و چهارم به ترتیب با نتایج ۲۵-۲۳، ۲۵-۱۵، و ۲۵-۲۰ شکست دادند و ست سوم را با نتیجه‌ی ۲۱-۲۵ به حریف واگذار کردند.

با این پیروزی، ایران با ۸ امتیاز بعد از فرانسه ۱۰ امتیازی در جای‌گاه دوم گروه "دی" (D) قرار گرفت و حضورش را در دور بعدی این رقابت‌ها تضمین کرد.

تیم ایران که در سه بازی قبلی خود دو پیروزی برابر ایتالیا و امریکا و یک شکست مقابل فرانسه به دست آورده بود، در بازی آخر باید با پورتوریکو بازی کند که تمام بازی‌های خود تا کنون را بدون گرفتن حتی یک ست واگذار کرده است.

*****
بازداشت غنچه قوامی، از زنان خواهان حضور در سالن مسابقات والیبال

آیا جرمش این بود که نوشت "… رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايی ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحانی در حوزه زنان می تواند انجام دهد" ؟

غنچه قوامی، یکی از بازداشت شدگان روز مسابقه والیبال ایران و ایتالیا، از ۶۷ روز قبل در بازداشت به سر می برد. به گزارش کلمه، خانم قوامی که روز سی ام خردادماه گذشته برای تماشای بازی والیبال ایران و ایتالیا در مقابل ورزشگاه آزادی حضور یافته بود، به همراه جمع دیگری از زنان دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. او که همانند بقیه زنان متقاضی حضور در سالن مسابقات والیبال، در همان روز با اخذ تعهد و توقیف وسایل شخصی اش آزاد شده بود، وقتی در روز ۹ تیر برای پس گرفتن لوازم شخصی اش به بازداشتگاه وزرا مراجعه کرد، بار دیگر بازداشت و به یکی از بندهای امنیت زندان اوین منتقل شد. ماموران در همان روز منزل این دختر ۲۵ ساله را نیز تفتیش کردند و او از آن زمان تا امروز همچنان در بازداشت به سر می برد. غنچه قوامی ۴۱ روز از مدت بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده و با وجود پایان یافتن بازجویی های وی، چند روز پیش قرار بازداشت او برای دو ماه دیگر تمدید شده است

غنچه قوامی ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ در صفحه فیسبوک خود نوشته بود:

تهديد مي كنند : " هوا كه تاريك بشه، جمعتون مي كنيم." مي گويند كه نيرو براي حفظ امنيت ما در داخل ورزشگاه ندارند، در حاليكه به تعداد ما مامور براي تهديد و ارعاب آورده اند. مي گوييم ورود زنان به ورزشگاه هيچگونه منع قانوني و شرعي ندارد. مي گويند "دستور" است و مثل هميشه مامورند و معذور. سرهنگ عرب سرخي مي گويد: " گوشتون رو عين موش مي گيرم و پرتتون مي كنم توي ون". نماينده معاونت زنان رياست جمهوري به حمايت از تجمع كنندگان آمده است و وعده برگزاري جلسه با حضور معترضين و سردار ساجدي و استاندار و … مي دهد. رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايي ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحاني در حوزه زنان مي تواند انجام دهد. وزير ورزش مسابقه قبلي را به طور سمبليك با خانواده خود در ورزشگاه به تماشا نشسته است، كه نشان دهد از ورود زنان حمايت مي كند. يك سال گذشته و اين حمايت ها راه به جايي نبرده است. حتي براي تماشاي مسابقات واليبال و بسكتبال كه تا دو سال پيش براي زنان مجاز بود. كار كار خودمان است، بايد جمع شويم و آنقدر پشت در ها بايستيم تا مجوز حضورمان صادر شود.

http://goo.gl/6KWCHQ

ژیلا بنی‌ یعقوب نیز نوشته بود:

چرا جمهوری اسلامی به جامعهٔ بین‌المللی تعهد میدهد اما به تعهدات خود عمل نمیکند؟

http://goo.gl/tYqZZ0

بازداشت زنان "ايرانی" پس از وعده های پوشالی حسن روحانی!

ممانعت از ورود زنان، برخلاف مقررات و تعهداتي است كه جمهوري اسلامي به فدراسیون جهانی والیبال داده است! فعالان زن در روزهاي گذشته از تبعيض شرم آور بين زنان ايراني و غير ايراني خبر داده بودند تا آنجا كه عده اي از دختران ايراني مجبور شدند با لباس تيم مقابل مقابل و تشويق آنها وارد ورزشگاه شوند!

http://goo.gl/kCnAVF


Timeline Photos
دو ماه بازداشت غنچه قوامی، از زنان خواهان حضور در سالن مسابقات والیبال

آیا جرمش این بود که نوشت "… رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايی ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحانی در حوزه زنان می تواند انجام دهد" ؟

غنچه قوامی، یکی از بازداشت شدگان روز مسابقه والیبال ایران و ایتالیا، از ۶۷ روز قبل در بازداشت به سر می برد. به گزارش کلمه، خانم قوامی که روز سی ام خردادماه گذشته برای تماشای بازی والیبال ایران و ایتالیا در مقابل ورزشگاه آزادی حضور یافته بود، به همراه جمع دیگری از زنان دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. او که همانند بقیه زنان متقاضی حضور در سالن مسابقات والیبال، در همان روز با اخذ تعهد و توقیف وسایل شخصی اش آزاد شده بود، وقتی در روز ۹ تیر برای پس گرفتن لوازم شخصی اش به بازداشتگاه وزرا مراجعه کرد، بار دیگر بازداشت و به یکی از بندهای امنیت زندان اوین منتقل شد. ماموران در همان روز منزل این دختر ۲۵ ساله را نیز تفتیش کردند و او از آن زمان تا امروز همچنان در بازداشت به سر می برد. غنچه قوامی ۴۱ روز از مدت بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده و با وجود پایان یافتن بازجویی های وی، چند روز پیش قرار بازداشت او برای دو ماه دیگر تمدید شده است

غنچه قوامی ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ در صفحه فیسبوک خود نوشته بود:

تهديد مي كنند : " هوا كه تاريك بشه، جمعتون مي كنيم." مي گويند كه نيرو براي حفظ امنيت ما در داخل ورزشگاه ندارند، در حاليكه به تعداد ما مامور براي تهديد و ارعاب آورده اند. مي گوييم ورود زنان به ورزشگاه هيچگونه منع قانوني و شرعي ندارد. مي گويند "دستور" است و مثل هميشه مامورند و معذور. سرهنگ عرب سرخي مي گويد: " گوشتون رو عين موش مي گيرم و پرتتون مي كنم توي ون". نماينده معاونت زنان رياست جمهوري به حمايت از تجمع كنندگان آمده است و وعده برگزاري جلسه با حضور معترضين و سردار ساجدي و استاندار و … مي دهد. رفع ممنوعيت ورود زنان به ورزشگاه ابتدايي ترين و كم هزينه ترين اقداميست كه دولت روحاني در حوزه زنان مي تواند انجام دهد. وزير ورزش مسابقه قبلي را به طور سمبليك با خانواده خود در ورزشگاه به تماشا نشسته است، كه نشان دهد از ورود زنان حمايت مي كند. يك سال گذشته و اين حمايت ها راه به جايي نبرده است. حتي براي تماشاي مسابقات واليبال و بسكتبال كه تا دو سال پيش براي زنان مجاز بود. كار كار خودمان است، بايد جمع شويم و آنقدر پشت در ها بايستيم تا مجوز حضورمان صادر شود.

http://goo.gl/6KWCHQ

ژیلا بنی‌ یعقوب نیز نوشته بود:

چرا جمهوری اسلامی به جامعهٔ بین‌المللی تعهد میدهد اما به تعهدات خود عمل نمیکند؟

http://goo.gl/tYqZZ0

بازداشت زنان "ايرانی" پس از وعده های پوشالی حسن روحانی!

ممانعت از ورود زنان، برخلاف مقررات و تعهداتي است كه جمهوري اسلامي به فدراسیون جهانی والیبال داده است! فعالان زن در روزهاي گذشته از تبعيض شرم آور بين زنان ايراني و غير ايراني خبر داده بودند تا آنجا كه عده اي از دختران ايراني مجبور شدند با لباس تيم مقابل مقابل و تشويق آنها وارد ورزشگاه شوند!

http://goo.gl/kCnAVF


Timeline Photos
دو حکم متفاوت

پس از اینکه تجاوز ناظم حزب اللهی مدرسه به دانش آموان خردسال با تلاش خانواده های دانش آموان رسانه ای شد و مظفر الوندی مشاور وزیر دولت امید و اعتدال(!) تجاوز ناظم مدرسه را با رضایت کودکان دانست(!) و در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران(ایلنا) با اشاره به پرونده تجاوز ناظم ولایتمدار مدرسه‌ در تهران به کودکان دانش‌آموز که قربانیانش بین ۸ تا ۱۱ سال هستند گفته بود که:{ تعرض ناظم مدرسه گاهی با رضایت دانش‌آموزان همراه بوده و یک «کشش دو طرفه» وجود داشته است.} و اظهار داشته بود که: «متاسفانه در هر مکانی که به صورت متمرکز از کودکان نگهداری می‌شود احتمال وقوع چنین اتفاقاتی نیز وجود دارد و این یک مسئله جهانی است(!)».

حال غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه پس از رسانه ای شدن گسترده این پرونده تجاوز به کودکان در داخل و خارج از کشور،خبر از حکم تجاوزگر "به حدی از تازیانه، دو سال تبعید و محرومیت از برخی مشاغل و فعالیت‌های اجتماعی" خبر داد!

این در حالی است که غلامحسین محسنی اژه‌ای همواره با ذکر جزئیات به حکم فعالان دفاع از حقوق کودکان، فعالان دفاع از حقوق زنان، فعالان دفاع از حقوق کارگران،روزنامه نگاران ودانشجویان دربند برمیخواست و این حکم سطحی وبسیار ضعیف برای تجاوز ناظم ولایتمدار به کودکان ۸ تا ۱۱ سال برخلاف حکم های سنگینی و دادن حکم ده سال زندانی است که در دیگر نقاط جهان برای محکومیت تجاوز به کودکان اعمال میشود.

عجبا که در نظام ولایی مسئله تجاوز به كودكان ٨-١١ سال را «کشش دو طرفه» تفسير مى كنند ولى كشش دو جنس مخالف که دو جوان بالغ با عشق همدیگر را انتخاب میکنند را جرم میدانند! و همچنین دو همجنسگرای بالغ که بسیاری به علت ژنتیکی با این گرایش به دنیا آمده اند را مستحق اعدام میدانند! و از قانون وحشیانه سنگسار زنان حمایت میکنند اما تجاوز ناظم حزب اللهی مدرسه به کودکان را نه به قول خودشان «لواط» که آن را «کشش دو طرفه» مینامند! حال بهتر است مقایسه ای بین این حکم و دیگر حکم ها داشته باشیم:

نام:جعفر پناهی
فعالیت هایش: کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس
اتهام: شرکت در راهپیمایی مردمی در اعتراض به تقلب در انتخابات
حکم: ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌سازی، ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌نامه‌نویسی، ۲۰ سال محرومیت از سفر به خارج از ایران و ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی!!!

نام: نیازی نیست مردم اسمش را بدانند
فعالیت هایش: ناظمی حزب اللهی که به کودکان دانش آموز ۸ تا ۱۱ سال تجاوز میکرد
اتهام: اعمال «کشش دو طرفه» در مدارس
حکم: به حدی از تازیانه!(نیازی نیست مردم جزئیاتش را بدانند)، دو سال تبعید و محرومیت از برخی(!) مشاغل و فعالیت‌های اجتماعی

و اینجاست که فرشته عدالت بر مظلومیت خویش در نظام ولایی میگرید وقتی که شاهد است که بنام عدالت اسلامی آزار جنسی کودکان توسط دیپلمات جمهوری اسلامی در برزیل را ناشی از «تفاوت فرهنگی» و تجاوز به کودکان معصوم در ایران را ناشی از «کشش دو طرفه» مینامند اما برای رای و نظر مردم در انتخاب نوع پوشش، آزادی بیان، آزادی رسانه های جمعی مانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات، عدم رفتارهای تبعیض آمیز جنسیتی، قومی، مذهبی، عقیدتی، داشتن حق اعتراض و تجمعات مسالمت ، آمیز، آزادی زندانیان عقیدتی و سیاسی، استفاده از همه نیروهای متخصص و لایق در اداره کشور بدون توجه به عقیده آنها و… احترام نمیگذارند؟!

قضاوت با شماست.
محمد رستگار
سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۳


Timeline Photos
يكی از كاربران فيسبوك به نام حميد ساكن ونكور كانادا می نويسد: "ستار بهشتی با ماست. او هر روز با ما راه میرود می اندیشد قلم میزند. ستار بهشتی همسفره ماست. من هر روز با ستار بهشتی در حرکتم و مدام سایه قلم او شده ام. او از عائله ماست. ما همراه همیم و با هم در راهیم. راهی پر بلا ولی عشق پیشواست. او حالا ورد زبان ماست . نه فقط به فارسی که اینک فریاد ستار بهشتی به هر زبانی به گوش میرسد. ستار بهشتی اینک مرزهای رباط کریم را در نوردیده و وبلاگ او جهانی شده است. استبداد ولایت فقیه خون او راریخت و خواهر و عزیزانش را داغدار کرد استبداد آخوندی مادر او را تنها و بی یاور گذاشت و نان سفره ساده یک خانواده کارگری را برید. اما اینک نام ستار بهشتی به زندگان جاوید در تاریخ معاصر ما فرا روییده. شعر به نامش می سرایند، داستانها در حقش می نویسند و وبلاگها پر از ستار بهشتی شده است. این کاروان نمی ماند چرا که"هر مرد که بر زمین افتد بر می خیزد زجای او صد مرد اینک که کاروان نمی ماند. من همراه مادر داغدار ستار یهشتی گریستم و بر خاک گورش یوسه زدم. و حتم میدانم که رباط کریم از این درد آگاه است و کارگران کوره پزخانه های اطراف پیام مرکزی ستار را هر ساعت زمزمه می کنند. من تندیس ستار بهشتی را در میدان رباط کریم بنا کردم! "

در تصوير: تجمع هفتگی آزادگان نروژ هر شنبه بعد از ظهر مقابل مقابل ساختمان صلح نوبل
کمپین این هفته ، ویژه تولد ستار بهشتی‌

سالروز تولد ستار بهشتی‌ و چند سوال از علی‌ مطهری

جشن تولد "ستار بهشتی" عصر جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۳ با حضور خانواده، شماری از فعالان مدنی، وکلا و دوستان این وبلاگ نویس در خانه مادرش گوهرعشقی در رباط کریم برگزار شد.

نسرین ستوده در این مراسم می‌گوید که «داستان ستار یک داستان شخصی نیست» و باید به «هرگونه کشتار در قالب اعدام و شکنجه در ایران پایان داد».
این وکیل مدافع حقوق بشر گفت: «موضوع ستار درد مشترک سالیان سال همه‌ی ماست.»

در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ به دنبال صدور حکم ۳ سال حبس به اتهام قتل شبه عمد برای قاتل ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویسی که در زندان بر اثر شکنجه به قتل رسید و اعتراض خانواده او، علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی، با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، گفت:

«به نظر من، امروز که حکم قضايی صادر شده است بهتر است به آن تمکين شود و اگر خانواده ستار‌ بهشتی ناراضی هستند آن را به خدا واگذار کنند! همين که اين موضوع از طرف آنها و ديگران پيگيری شد برکاتی از نظر اصلاح برخی رفتارها در نظام جمهوری اسلامی داشت.»

حال مایل هستیم از علی‌ مطهری در سالروز تولد ستار بهشتی چند سوال بپرسیم:

اگر قرار بر این است که نا رضایتی از رفتار وحشیانه ماموران یک حکومت و احقاق حقوق پایمال شده قربانیان به خدا واگذار شود، پس چه نیازی به قوه قضاییه، دادگستری، … و مجلسی برای قانون گذاری در یک کشور داریم؟ چرا باید میلیارد‌ها دلار برای این دفتر و دستک و پرسنل قوای مختلف هزینه شود؟ آیا وظیفه نماینده مجلس پیگیری حقوق مردم است یا حواله کردن آنها به خدا؟ آیا علی‌ مطهری حاضر است از همهٔ مزایای مالی‌ نمایندگی‌ برای همیشه چشم پوشی و نیاز‌های روزمره زندگی‌ خانواده خود را به خدا حواله نماید؟

اگر از نظر علی‌ مطهری همین اندازه پیگیری کافی‌ بوده! و "برکاتی" از نظر اصلاح برخی رفتارها در نظام جمهوری اسلامی داشت، پس چرا باز هم ماموران این "حکومت اسلامی" این بار اما در خیابان با پنجه بوکس جهت باجگیری به جان کارگر دیگری افتادند؟

رحمت اله حافظی، رئيس كميسيون سلامت شوراي شهر تهران در جلسه سه شنبه این شورا فاش کرد که ضرب و شتم و کشته شدن "علی چراغی" از سوی ماموران بازیافت منطقه چهار شهرداری تهران به دلیل "باج خواهی" این ماموران رخ داده است.
رحمت اله حافظی در تذکری خطاب به محمدباقر قالیباف شهردار تهران اعلام کرد که "رشوه و باجگیری در شهرداری، دفاتر خدمات الکترونیک و پیمانکاران بیداد می‌کند و شهرداری باید پنبه را از گوش در بیاورید و صدای مردم را بشنود."

و حال مایل هستیم از مردم ایران بپرسیم آیا به نظر شما میبایست به حرف‌های علی‌ مطهری یکی‌ از فعالین کمپین انتخاباتی حسن روحانی گوش سپرد و راه تمکین در مقابل حکومت را برگزید یا به گفته نسرین ستوده «داستان ستار یک داستان شخصی نیست» و باید به «هرگونه کشتار در قالب اعدام و شکنجه در ایران پایان داد»؟

Acclaimed Iranian filmmaker Jafar Panahi bravely defies his 20-year ban on filmm…

Acclaimed Iranian filmmaker Jafar Panahi bravely defies his 20-year ban on filmmaking yet again…


Closed Curtain: IU Cinema: Indiana University Bloomington: Aug 21 & 23, 2014
http://j.mp/1v0wtqY
In a secluded house by the sea with the curtains shut, a screenwriter hides from the world with only his dog as company. The tranquility is abruptly broken one night by the arrival of a young woman fleeing from the authorities. Refusing to leave, she takes refuge in the house. But come dawn, another unexpected presence will change everything. (2K DCP presentation)

دكتر محمد ملكی: این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌…

‫دكتر محمد ملكی: این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌زاید

چه می شد، آنها که آگاهانه یا ناآگاهانه با فراموش کردن تجربه های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده های خود عمل می کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می شود. از حقوق بشر و وعده های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثهٔ کم سابقهٔ حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همهٔ وعده-ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی گناه می افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، …‬


Timeline Photos
یک سال گذشت: ریشه مشکلات کجاست؟ – دکتر محمد ملکی‌

چه می‌شد؟ اگر دوستداران آقای روحانی به جای اینکه منتقدین امثال من را متهم به تضعیف دولت و بهانه دادن به دست مخالفین کنند کمی انصاف به خرج می‌دادند تا بر آنها معلوم گردد این نتیجه اعمال و رفتار مماشات گرایانه خود دولت است که آنرا تضعیف می‌کند نه نقدکنندگان حاکمیت؟
این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم
که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌زاید
در روزگار پر حرفی‌ها و وراجی‌های نفرت‌انگیز، دلم از این همه سکوت و نگفتن آنچه باید گفت گرفته، در روزگار غربت «کلام» باید به جستجوی جایی، وسیله‌ای، بهانه‌ای نشست برای گفتن، حق گفتن؛
امّا وقتی نمی‌گذارند بگویی، وقتی دهانت را بسته و زبانت را بریده‌اند، نه با دهان و زبان
که با چشمها، دست‌ها و رگهایت، باید فریاد کنی
هموطنان، عزیزان من،
چه می‌شد، اگر پس از گذشت هزاران سال از عمر پر ماجرای سرزمین اجدادی ما و از سر گذراندن دوران سیاه حاکمیت جباران داخلی و هجوم و کشتار و وحشی‌گری و تسلط اقوام بیگانه می‌اندیشیدیم که چرا چنین شد؟
چه می‌شد اگر از تاریخِ پر فراز و نشیب کشور عزیزمان درس و عبرت می‌گرفتیم تا با بازخوانی حوادثی که بر ما رفت، پس از هر هجوم تلخ بیگانگان یا کشتار و جنایات آدم‌کشان و استبدیان داخلی، فریاد اعتراض سر می‌دادیم و خواب راحت و آرام جنایتکاران را آشفته می‌ساختیم؟
چه می‌شد، اگر در همین دهه‌های اخیر پس از هر پیروزی و شکست دنبال ریشه‌ها می‌رفتیم و با متهم کردن این و آن، مسؤولیت را از دوش خویش برنمی‌افکندیم و در انتظار نمینشستیم و علیه بی‌داد میشوریدیم و به جای غُرغُرهای بیحاصل فریاد برمی آوردیم و هر یک تقصیر را به گردن دیگری نمی انداختیم؟
چه می شد، آنها که آگاهانه یا ناآگاهانه با فراموش کردن تجربه های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده های خود عمل می کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می شود. از حقوق بشر و وعده های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثهٔ کم سابقهٔ حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همهٔ وعده-ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی گناه می افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، به بازی گرفتن قوانین خودساخته و محکومیت های طولانی مدّت و در این اواخر محکومیت استادان از جمله دکتر صادق زیبا کلام، دکتر هادی اسماعیل زاده و حمله و هجوم به منزل دکتر رفیعی و اهانت به همسر و دختر ایشان که اینها همه در زمان ریاست جمهوریِ کسی صورت گرفته که وعده ی استقلال دانشگاهها را داده بود. چه می‌شد اگر آن‌ها که به وعده‌های روحانی امید بسته بودند، دست به اعتراض می زدند؟
چه می شد، اگر جناب رئیس جمهور در برابر حکم های بدون حساب و سنگین قضات دادگاه ها به عنوان مسؤول و ناظر بر سه قوه یکبار به این گستاخی قضات و اعمال خلاف و ضد حقوق بشری مأمورین وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و دیگر اطّلاعاتی ها که سرنوشت مردم را در دست گرفته اند اعتراض می کرد و از حق مظلومین دفاع می نمود؟
چه می شد، وقتی قاضی صلواتی پس از آنهمه خشونت با دستگیرشدگان و آن احکام مسخره، روزی که حکم دور از انصاف و مروت و انسانیت را در مورد جوان دلسوخته و زحمتکش و فرهیخته آقای روئین عطوفت، به جرم تشکیل جلسات ماهانه ی فرهنگی در منزلش و جذب تعداد محدودی از فرهنگ دوستان در آنجا، حکم ۱۱ سال زندان برایش صادر کرد، جناب رئیس جمهور تقاضای او را برای یک دیدار چند دقیقه ای می پذیرفت و به حرفهای یک هموطن مظلوم گوش فرا می داد و از حق ضایع شده او دفاع می کرد؟
چه می شد: اگر آقای روحانی به جای آمارهای پوچ و ادّعای بهبود وضع معیشتی مردم، واقعیت ها را اعلام می کرد که مردم در چه شرایط فلاکت باری زندگی می کنند و فقر و فساد و فحشاء و بیکاری بیشتر از گذشته شده (به گفته مقامات بالای نظام) و گرانی بیداد می کند و حالت روانی جامعه به گونه ایست که اعلام می کنند در عرض دو ماه اوّل سال ۹۳ حدود ۱۰۴ هزار نزاع ثبت شده در کلانتری ها وجود دارد.
چه می شد؟ اگر آقای روحانی به جای گفتن این جمله ی دروغ که حمایت مردم از دولت بیشتر شده، نتیجه رفراندوم واقعی قبول یا رد یارانه ها را به خاطر می آورند که با تمام تبلیغات وسیع رسانه های دولتی و فتوای مراجع ساکن حوزه ها و وعده و وعیدهای توخالی، ۷۳ میلیون نه گفتند و تنها ۲.۵ میلیون آری، یعنی بیش از ۹۰ درصد عدم اعتماد خود به دولت و نارضایتی خویش از وضع اقتصادی را اعلام کردند و این امر را نتیجه عدم اعتماد به دولت دانستند.
چه می شد؟ اگر دوستداران آقای روحانی به جای اینکه منتقدین امثال من را متهم به تضعیف دولت و بهانه دادن به دست مخالفین کنند کمی انصاف به خرج می دادند تا بر آنها معلوم گردد این نتیجه اعمال و رفتار مماشات گرایانه خود دولت است که آنرا تضعیف می کند نه نقدکنندگان حاکمیت؟
راستی چه می شد: اگر دولت آقای روحانی دست از این شعار بی معنی برمی‌داشت که آنچه در نقض حقوق بشر و تجاوز به مردم صورت می گیرد ربطی به دولت ندارد و قوه ی قضائیه و مجلس و مقامات غیر مسؤول هستند که جلوی پای حکومت سنگ می اندازند و همانند مصدق بزرگ که در برابر شاه موضع می گرفت و حقایق را با مردم در میان می-گذاشت و ماهیت شاه و اطرافیانش را افشاء می کرد، او هم چنین می نمود؟ چرا جناب روحانی با وجود درخواست های مکرر یکبار این عمل را انجام نداد و نگفت چه کسانی مانع کار او هستند و نگفت او در وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و قدرت های وابسته به رهبری هیچ کاره است و نمی تواند، یا نمی خواهد با «ارباب و مرادش» در بیافتد زیرا در این ۳۵ سال به هر کجا رسیده از برکت وجود ایشان بوده است. چرا که ریشه ی همه فسادها از قدرت مطلقه رهبر و درباریانش ناشی می گردد.
چه می شد وقتی اسرار تقلب گسترده در انتخابات سال ۸۸ و آن کشتارها و جنایت های انجام شده توسط سردار جعفری فاش شد – کاری که نمی توانست جز با موافقت و تأئید آقای خامنه ای صورت گرفته باشد – رئیس جمهور عکس-العمل نشان می‌داد؟ مردم از خود می پرسند آیا تنها همین یک بار انتخابات مهندسی شده، یا آنچه به نام انتخابات در این۳۵ سال در نظام ولایی صورت گرفته این گونه بوده است؟ اگر چنین سؤالی مطرح گردد آن وقت باید به رفراندوم تغییر نظام، مصوبات مجلس خبرگان، قانون اساسی و تمام آنچه به نام رفراندوم یا انتخابات در ایران صورت گرفته خط بطلان کشید و زائیده ی دروغها، دوز و کلک ها و حقه بازیهای رایج در «نظام ولایی» دانست.
و بالاخره چه می شد؟ اگر از مقامات نظام ولایی سؤال می‌شد که درباره برنامه هسته ای تا کی باید مردم ایران نامحرم بمانند و ندانند در پشت درهای بسته چه می گذرد؟ می گویند تاکنون حدود ۲۶۰ میلیارد دلار خرج کارهای مربوط به انرژی اتمی شده و چند برابر زیان های ناشی از اینکار متوجّه ملت ایران گردیده. چرا کسی پاسخگو نیست؟ ملّت ما تا کی باید درد و رنج و فقر و بیچارگی را تحمّل کند؟ آیا بر ندانم کاری ها و هدر دادن اموال عمومی و چپاول ثروت مردم و دزدی و دغلی سرکردگان نظام ولایی پایانی نیست؟ و چه می شدهای بسیار دیگر که در این یک سال باید مطرح می شد و سردمداران نظام ولایی به آنها پاسخ می دادند.
* * *
هموطنان، عزیزان من. حال این سؤال را مطرح کنیم که در این ۳۶ سال که نظام ولایی برپا شده چرا به چنین سرنوشت دردآوری دچار شده ایم و به جستجوی عامل یا عاملان این جهمنی که در ایران برپاست ننشستیم؟
چرا دولت ها در این ۳۶ سال قادر به نجات مملکت نشدند و وضع هر سال خرابتر از پیش شد؟
پس از حدود پانزده سال اقامت آیت الله خمینی در نجف اشرف با امکاناتی که در اختیار اطرافیان ایشان بود، مصلحت بر این قرار گرفت که آقای خمینی به پاریس منتقل گردد تا امکانات تبلیغاتی وسیعی در اختیارشان قرار گیرد و رسانه-های جهانی در مطرح کردن ایشان به عنوان رهبر یکتای مردم ایران از هیچ کوششی دریغ نکنند و او را به عنوان یک «قدیس» که می تواند با برنامه ها و افکارش ایران را به بهشت روی زمین تبدیل کند معرفی کنند و آقای خمینی به خبرنگاران خارجی چنین تفهیم کند که پس از بازگشت او به ایران دیگر از ظلم و خشونت و استبداد و شکنجه و زندان و آنچه مغایر آزادی مردم است خبری نخواهد بود و عدالت به طور کامل اجرا می گردد. در هر حال پس از آماده سازی شرایط برای ورود ایشان به ایران به عنوان رهبر بلامنازع بالاخره آقای خمینی وارد فرودگاه مهرآباد گردید. و از این لحظه ماجرا آغاز شد.
امّا در مدت ورود آقای خمینی تا تغییر نظام روشن شد که این مرد آن مرد نیست؛ خشونت و کشت و کشتاری که از روز اوّل آغاز شد، نشانگر این واقعیت است که قدرت مطلقه، مادر فساد است. حدود ۱۰ سال ملت در آتشی که آقای خمینی و یاران وفادارش برپا کردند سوختند و نابودی حرث و نسل مفهومِ واقعی یافت. آیت اله خمینی پس از ده سال گسترش خرافات، خون و خشونت و جنگ و خونریزی و کشتار و یکه تازی در همه ی امور به سرای دیگر رفت تا جوابگوی اعمالش باشد. پس از فوت آقای خمینی میراث خواران نظام ولایی به تکاپو افتادند تا با انتخاب جانشین، نظام را به هر صورت حفظ کنند.
شعبده بازیها و دروغ و دغل هایی در مجلس خبرگان پیش آمد و مطالبی نقل و قول شد که این روزها گوشه هایی از آن افشاء گردیده است. بالاخره آقای خامنه ای با تکیه بر تغییراتی که در قانون اساسی داده شده بود به عنوان ولی مطلق فقیه با اکثریت رأی کسانی که نام نمایندگان خبرگان بر خود نهاده بودند برگزیده شد. صلاحیت آقای خامنه ای از همان روزها، هم از نظر فقهی و هم سیاسی و تقوایی زیر سؤال رفت. تعدادی از مراجع، به اعلمیت، مرجعیت و تقوایی که لازمه ی این مسؤولیت بزرگ بود اشکال وارد می کردند. از جمله مرجع بزرگ آیت الله منتظری که در سالهای پایانی عمر ضمن پاسخ به بعضی سؤالات در کتابی به نام انتقاد از خود (عبرت و وصیت) که چند ماه قبل از وفات مطالب این کتاب را مورد تأئید قرار داده اند، در جائی نوشته اند:
«تا زمانی که من قائم مقام و جانشین مرحوم آیت اله خمینی طاب ثراه بودم، هیچگاه از ولایت فقیه به شکلی که اکنون ارائه می شود دفاع نکردم من در آن زمان بیش از همه ی مسؤولان بر آزادی بیان و آزادی احزاب ـ حتّی احزاب مخالف ـ و دفاع از حقوق مردم تأیید داشتم و نسبت به برخورد با کسانی که اصلِ ولایت فقیه و حکومت دینی را نیز قبول نداشتند معترض بودم.» (۱)
در جای دیگر می‌گوید:
«نظریه ی ولایت مطلقه ی فقیه با مسائل فقهی اینجانب نیز منطبق نبود، زیرا نظریهٔ نصب را که مستلزم ولایت مطلقه ی فقیه است، در همان زمان در درس های رسمی خود مردود شمردم و همان موقع درس های من چاپ و منتشر شد کسانی باید به ولایت مطلقهٔ فقیه ملتزم شوند که نصب بالفعل فقها را در زمان غیبت توسط امام معصوم علیه السلام در مقامِ ثبوت و اثبات پذیرفته باشند.» (۲)
و در جای دیگر در جواب اعتقاد به نصب می گوید:
«بنابراین گرچه در اوایل انقلاب و هنگام تدوین قانون اساسی به نظریه ی نصب تمایل داشته ام، امّا بازگشت از این نظریه و ارائهٔ نظریهٔ انتخاب ـ که زیربنای نظریات بعدی من بوده ـ در زمان قائم مقامی اینجانب بوده است» (۳)
و نهایتاً نظر آقای منتظری در مورد مرجعیت آقای خامنه ای را بازخوانی میکنم:
«اولاً از کسانی که خود را برای مرجعیت مطرح کرده اند کسی را نمی شناسم که آقای خامنه ای در رتبهٔ علمی او باشد؛ و این امر بر اهل فضل پوشیده نیست. ثانیاً به نظر من شروع یا تشدید ادّعای مرجعیت برخی از افراد بعد از مطرح شدن مرجعیت آقای خامنه ای بود، و بسیاری از آنان با خود فکر می کردند مگر مرتبهٔ علمی و فقهی ما از ایشان کمتر است؟ پس وقتی ایشان را در حد مرجعیت مطرح می کنند ما که از نظر علمی بالاتر از ایشان هستیم اشکالی ندارد که ادّعای مرجعیت کنیم.
ثالثاً ادّعای مرجعیت از سوی آقای خامنه ای که قدرتِ حاکمیّت را در دست دارند با افراد دیگر تفاوت اساسی دارد، اِشکال اصلی به ایشان ـ به جز عدم صلاحیت علمی در حد مرجعیت آن است که چرا در این راستا از ابزارهای حکومتی مثل وزارت اطّلاعات بهره گیری می شود و با استفاده از دستگاههای تبلیغاتی زیر نظر ایشان و تهدید و تطمیع، جمعی از علما به این امر اقدام شده و بدعتی ناپسند در مرجعیت شیعه بنا شده است و حتّی مرجعیت را به داخل و خارج از ایران تقسیم کردند؛ در حالی که مرجعیت شرایط خاص خود را دارد و ایرانی و خارجی بودنِ مقلدانِ مراجع در آن تأثیرگذار نیست. همچنین ایشان با استفاده از قدرت خود در حوزه-های علمیه مستقیماً دخالت کردند به گونه ای که برای خود نقشی انحصاری قائل شدند.» (۴)
هموطنان، عزیزان من؛
به نظرات آیت اله منتظری در مورد آقای خامنه ای درست توجّه بفرمائید. ایشان آقای خامنه ای را نه از جهت اعلم بودن و نه از جهت مرجعیت و نه از جهت تقوا و مدیریت که از برجسته ترین ویژگیهای یک ولی فقیه باید باشد صاحب صلاحیت نمی داند. در قانون اساسی نظام ولایی که باید مورد تأیید آقایان باشد آمده که عدالت و تقوا از لوازم رهبری است. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت، صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه از شرایط و صفات رهبری است. یک نظر اجمالی به آنچه در این ۲۵ سال رهبری آقای خامنه ای بر سر ملک و ملت آمده پاسخ گویایی بر صلاحیت یا عدم صلاحیت ایشان است.
کارکرد آقای خامنه ای در مسائل داخلی و خارجی می تواند همه چیز را روشن کند. نمی توان باور کرد که در سیاست داخلی وضع امروز کشور و در سیاست خارجی وضع منطقه زاییده‌ی راهنمائیها و تفکرات ایشان نباشد. کدام سیاست است که داعش ها را در گوشه کنار جهان اسلام به وجود می آورد تا جهان به خاک و خون کشیده شود؟
از مدیریت ایشان همین کافی است که اخیراً مدارک سخنرانی سردار جعفری در مورد انتخابات ۸۸ و کشتار مردم و تقلب در انتخابات و دستگیری هزاران جوان و دانشجو که تعدادی از آنها هنوز در زندان به سر می برند و حصر سه نفر از بزرگان نظام افشا شد و همه این اعمال مورد تأیید آقای خامنه ای بوده است. سخنرانیها و حمله به این و آن همه نشانگر یک مدیریت غیر مسؤول در رأس مملکت است که از صلاحیت کافی برای اداره ی کشور بزرگ ایران برخوردار نیست.
هموطنان، عزیزانم، نسل جوان آگاه و دلسوز؛
در چنین شرایطی چه باید کرد؟ همانطور که بسیاری از دلسوزان وطن عزیزمان تاکنون اعلام کرده اند آقای سید علی خامنه ای در بیش از ۲۵ سال که به عنوان ولی مطلق فقیه امور دینی و اجتماعی کشور را در دست گرفته در برابر کسی پاسخگو نبوده است و روز به روز وضع ملک و ملّت بدتر شده و تغییرات ظاهری دولت ها هم هیچ دردی را دوا نکرده است. باید تغییرات اساسی و زیربنایی به وجود آید و باید نظام ولایی به نظامی مردمی تبدیل شود، باید به جای یک نفر، مردم تصمیم گیرنده ی امور خود باشند. باید آقای خامنه ای ضمن گزارش کار ۲۵ ساله به مردم شرایطی فراهم سازد که ملّت حاکم بر سرنوشت خود گردند و تا چنین نشود، تغییر رؤسای جمهور و رفتن این و آمدن آن دردی را دوا نمی کند. همانگونه که در یک سال گذشته شاهد آن بودیم ایران عزیز نیاز به یک جراحی عمیق دارد و اینکار باید با اراده نسل جوان و فرهیخته صورت گیرد. سکوت و نظاره گری کافی است. باید اعتراض کرد و خواسته های اصلی مردم را به حاکمان گوشزد کرد. اگر دهان و زبانمان را بسته اند باید با هر وسیله فریاد کنیم، فریاد برای آزادی، فریاد برای عدالت و فریاد برای برابری.
چه می شد؟ اگر مردم بار دیگر با آگاهی و شناخت کامل علیه ظلم و بی داد اعتراض می کردند و بساط استبدادیان برمی چیدند و قدرت را به نمایندگان واقعی مردم می سپردند و دست در دست هم وطنی آباد و آزاد از نو بنا می کردند. به امید آن روز.
درود بر آزادی
سلام بر برابری
پی نوشت:
۱) کتاب انتقاد از خود (عبرت و وصیت)، آیت الله منتظری، صفحه ۲۳ و ۲۴
۲) کتاب انتقاد از خود صفحه ی ۲۴
۳) کتاب انتقاد از خود صفحه ی ۳۱
۴) کتاب انتقاد از خود صفحات ۱۵۳ تا ۱۵۶

http://j.mp/YuINT2

چهار شنبه شب ، از آن شب هاى به ياد ماندنى در تاريخ سينماى ايران بود . در شب جشن…

‫چهار شنبه شب ، از آن شب هاى به ياد ماندنى در تاريخ سينماى ايران بود . در شب جشن بزرگ منتقدين سينماى ايران اهالى سينما شاهد دو اتفاق بزرگ بودند . يكى آنكه شاهد جشنى با آراى غير فرمايشى ، غير دولتى ، مستقل و پاك ، كه براى چندين دهه از سينماى ما رخت بر بسته بود و ديگر آنكه شاهد حضور تهبه كننده خوش نامى كه به همت او بياد ماندنى ترين فيلم هاى تاريخ سينماى ايران خلق شده . فيلم هايى همچون : تنگسير ، تنگنا ، رضا موتورى ، سوته دلان ، پنجره ، نازنين ، حسن كچل و …. در تيتراژ تمام اين فيلم ها نوشته شده "على عباسى تقديم مى كند" نوشته اى كه تماشاگران با ديدن آن مطمئن مى شدند ، به تماشاى فيلمى متفاوت نشسته اند . وقتى على رضا داوودنژاد بعد از گرفتن جايزه از خاطرات فيلم نازنين گفت و اعلام كرد كه على عباسى در سألن است تمام چشم ها در جست جوى او بودند ، داوودنژاد از علی عباسی خواست به‌روی سن بیاید. عباسی درمیان تشویق حاضران كه به احترام او به پا ايستاده بودند به‌روی صحنه رفت. خيلى ها يا بغض كرده بودند يا همچون گوهر خیراندیش با دیدن این صحنه می‌گریستند. اين گريستن حتى در شبى كه بر خلاف جشنواره ى دولتى فيلمهائى همچون "عصبانى نيستم " و "خانه پدر ى " نا ديده نگرفته شده بود . هزار ان معنى و پيام داشت . يكى از آنها هشدار به صاحبان قدرت و كسانى بود كه در چند دهه گذشته با هر ترفندى تلاش كردند نام على عباسى را از تاريخ سينماى ايران بزدايند و تاريخ سينماى ايران را همچون كتاب تاريخ مدارس آنگونه كه مايلند بنويسند .
در پايان اينكه ، ديشب ثابت شد ، بر خلاف ادعاى آنانى كه باد هر كجا بوزد به همان سو مى روند ، حافظه تاريخى مردم ايران نه تنها ضعيف نيست بلكه بسيار هم قوى است . چرا كه آنها على عباسى ها را هر گز فراموش نكرده و نمى كنند.

جعفر پناهى
مرداد ١٣٩٣‬


Timeline Photos
چهار شنبه شب ، از آن شب هاى به ياد ماندنى در تاريخ سينماى ايران بود . در شب جشن بزرگ منتقدين سينماى ايران اهالى سينما شاهد دو اتفاق بزرگ بودند . يكى آنكه شاهد جشنى با آراى غير فرمايشى ، غير دولتى ، مستقل و پاك ، كه براى چندين دهه از سينماى ما رخت بر بسته بود و ديگر آنكه شاهد حضور تهبه كننده خوش نامى كه به همت او بياد ماندنى ترين فيلم هاى تاريخ سينماى ايران خلق شده . فيلم هايى همچون : تنگسير ، تنگنا ، رضا موتورى ، سوته دلان ، پنجره ، نازنين ، حسن كچل و …. در تيتراژ تمام اين فيلم ها نوشته شده "على عباسى تقديم مى كند" نوشته اى كه تماشاگران با ديدن آن مطمئن مى شدند ، به تماشاى فيلمى متفاوت نشسته اند . وقتى على رضا داوودنژاد بعد از گرفتن جايزه از خاطرات فيلم نازنين گفت و اعلام كرد كه على عباسى در سألن است تمام چشم ها در جست جوى او بودند ، داوودنژاد از علی عباسی خواست به‌روی سن بیاید. عباسی درمیان تشویق حاضران كه به احترام او به پا ايستاده بودند به‌روی صحنه رفت. خيلى ها يا بغض كرده بودند يا همچون گوهر خیراندیش با دیدن این صحنه می‌گریستند. اين گريستن حتى در شبى كه بر خلاف جشنواره ى دولتى فيلمهائى همچون "عصبانى نيستم " و "خانه پدر ى " نا ديده نگرفته شده بود . هزار ان معنى و پيام داشت . يكى از آنها هشدار به صاحبان قدرت و كسانى بود كه در چند دهه گذشته با هر ترفندى تلاش كردند نام على عباسى را از تاريخ سينماى ايران بزدايند و تاريخ سينماى ايران را همچون كتاب تاريخ مدارس آنگونه كه مايلند بنويسند .
در پايان اينكه ، ديشب ثابت شد ، بر خلاف ادعاى آنانى كه باد هر كجا بوزد به همان سو مى روند ، حافظه تاريخى مردم ايران نه تنها ضعيف نيست بلكه بسيار هم قوى است . چرا كه آنها على عباسى ها را هر گز فراموش نكرده و نمى كنند.

جعفر پناهى
مرداد ١٣٩٣

« Older entries

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 2,332 other followers