Acclaimed Iranian filmmaker Jafar Panahi bravely defies his 20-year ban on filmm…

Acclaimed Iranian filmmaker Jafar Panahi bravely defies his 20-year ban on filmmaking yet again…


Closed Curtain: IU Cinema: Indiana University Bloomington: Aug 21 & 23, 2014
http://j.mp/1v0wtqY
In a secluded house by the sea with the curtains shut, a screenwriter hides from the world with only his dog as company. The tranquility is abruptly broken one night by the arrival of a young woman fleeing from the authorities. Refusing to leave, she takes refuge in the house. But come dawn, another unexpected presence will change everything. (2K DCP presentation)

دكتر محمد ملكی: این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌…

‫دكتر محمد ملكی: این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌زاید

چه می شد، آنها که آگاهانه یا ناآگاهانه با فراموش کردن تجربه های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده های خود عمل می کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می شود. از حقوق بشر و وعده های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثهٔ کم سابقهٔ حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همهٔ وعده-ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی گناه می افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، …‬


Timeline Photos
یک سال گذشت: ریشه مشکلات کجاست؟ – دکتر محمد ملکی‌

چه می‌شد؟ اگر دوستداران آقای روحانی به جای اینکه منتقدین امثال من را متهم به تضعیف دولت و بهانه دادن به دست مخالفین کنند کمی انصاف به خرج می‌دادند تا بر آنها معلوم گردد این نتیجه اعمال و رفتار مماشات گرایانه خود دولت است که آنرا تضعیف می‌کند نه نقدکنندگان حاکمیت؟
این نوشته را به کسانی تقدیم می‌کنم
که می‌پنداشتند مار، کبوتر می‌زاید
در روزگار پر حرفی‌ها و وراجی‌های نفرت‌انگیز، دلم از این همه سکوت و نگفتن آنچه باید گفت گرفته، در روزگار غربت «کلام» باید به جستجوی جایی، وسیله‌ای، بهانه‌ای نشست برای گفتن، حق گفتن؛
امّا وقتی نمی‌گذارند بگویی، وقتی دهانت را بسته و زبانت را بریده‌اند، نه با دهان و زبان
که با چشمها، دست‌ها و رگهایت، باید فریاد کنی
هموطنان، عزیزان من،
چه می‌شد، اگر پس از گذشت هزاران سال از عمر پر ماجرای سرزمین اجدادی ما و از سر گذراندن دوران سیاه حاکمیت جباران داخلی و هجوم و کشتار و وحشی‌گری و تسلط اقوام بیگانه می‌اندیشیدیم که چرا چنین شد؟
چه می‌شد اگر از تاریخِ پر فراز و نشیب کشور عزیزمان درس و عبرت می‌گرفتیم تا با بازخوانی حوادثی که بر ما رفت، پس از هر هجوم تلخ بیگانگان یا کشتار و جنایات آدم‌کشان و استبدیان داخلی، فریاد اعتراض سر می‌دادیم و خواب راحت و آرام جنایتکاران را آشفته می‌ساختیم؟
چه می‌شد، اگر در همین دهه‌های اخیر پس از هر پیروزی و شکست دنبال ریشه‌ها می‌رفتیم و با متهم کردن این و آن، مسؤولیت را از دوش خویش برنمی‌افکندیم و در انتظار نمینشستیم و علیه بی‌داد میشوریدیم و به جای غُرغُرهای بیحاصل فریاد برمی آوردیم و هر یک تقصیر را به گردن دیگری نمی انداختیم؟
چه می شد، آنها که آگاهانه یا ناآگاهانه با فراموش کردن تجربه های گذشته و علیرغم هشدار دلسوزان دوباره به صندوقهای رأی دل بستند و به کسی که در تمام این ۳۵ سال یکی از عوامل حکومت بود، رأی دادند و پندارگرایانه فکر می کردند روحانی با دیگران تفاوت دارد و به وعده های خود عمل می کند، می اندیشیدند که ریشه اصلی مشکلات از کجاست؟ پس از گذشت یک سال وضع نه تنها بهتر که روز به روز بدتر می شود. از حقوق بشر و وعده های داده شده خبری نیست، زندانها مملو از روزنامه نگاران و دانشجویان دگراندیش است، اعدام ها به وضع وحشتناکی افزایش یافته، رفتار با زندانیان سیاسی بد و بدتر شده، حادثهٔ کم سابقهٔ حمله به بند ۳۵۰ در این دوران اتفاق افتاده و با همهٔ وعده-ها، عاملین این جنایت نه تنها تنبیه نشدند بلکه روز به روز به فشار بر زندانیان بی گناه می افزایند. اثر دخالت ها در عراق و سوریه به نتایج وحشتناکی رسیده و حوادث مرگبار دیگر که مردم ما شاهد آن بودند از جمله به سخره گرفتن حقوق بشر از سوی مقامات عالی کشور، به بازی گرفتن قوانین خودساخته و محکومیت های طولانی مدّت و در این اواخر محکومیت استادان از جمله دکتر صادق زیبا کلام، دکتر هادی اسماعیل زاده و حمله و هجوم به منزل دکتر رفیعی و اهانت به همسر و دختر ایشان که اینها همه در زمان ریاست جمهوریِ کسی صورت گرفته که وعده ی استقلال دانشگاهها را داده بود. چه می‌شد اگر آن‌ها که به وعده‌های روحانی امید بسته بودند، دست به اعتراض می زدند؟
چه می شد، اگر جناب رئیس جمهور در برابر حکم های بدون حساب و سنگین قضات دادگاه ها به عنوان مسؤول و ناظر بر سه قوه یکبار به این گستاخی قضات و اعمال خلاف و ضد حقوق بشری مأمورین وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و دیگر اطّلاعاتی ها که سرنوشت مردم را در دست گرفته اند اعتراض می کرد و از حق مظلومین دفاع می نمود؟
چه می شد، وقتی قاضی صلواتی پس از آنهمه خشونت با دستگیرشدگان و آن احکام مسخره، روزی که حکم دور از انصاف و مروت و انسانیت را در مورد جوان دلسوخته و زحمتکش و فرهیخته آقای روئین عطوفت، به جرم تشکیل جلسات ماهانه ی فرهنگی در منزلش و جذب تعداد محدودی از فرهنگ دوستان در آنجا، حکم ۱۱ سال زندان برایش صادر کرد، جناب رئیس جمهور تقاضای او را برای یک دیدار چند دقیقه ای می پذیرفت و به حرفهای یک هموطن مظلوم گوش فرا می داد و از حق ضایع شده او دفاع می کرد؟
چه می شد: اگر آقای روحانی به جای آمارهای پوچ و ادّعای بهبود وضع معیشتی مردم، واقعیت ها را اعلام می کرد که مردم در چه شرایط فلاکت باری زندگی می کنند و فقر و فساد و فحشاء و بیکاری بیشتر از گذشته شده (به گفته مقامات بالای نظام) و گرانی بیداد می کند و حالت روانی جامعه به گونه ایست که اعلام می کنند در عرض دو ماه اوّل سال ۹۳ حدود ۱۰۴ هزار نزاع ثبت شده در کلانتری ها وجود دارد.
چه می شد؟ اگر آقای روحانی به جای گفتن این جمله ی دروغ که حمایت مردم از دولت بیشتر شده، نتیجه رفراندوم واقعی قبول یا رد یارانه ها را به خاطر می آورند که با تمام تبلیغات وسیع رسانه های دولتی و فتوای مراجع ساکن حوزه ها و وعده و وعیدهای توخالی، ۷۳ میلیون نه گفتند و تنها ۲.۵ میلیون آری، یعنی بیش از ۹۰ درصد عدم اعتماد خود به دولت و نارضایتی خویش از وضع اقتصادی را اعلام کردند و این امر را نتیجه عدم اعتماد به دولت دانستند.
چه می شد؟ اگر دوستداران آقای روحانی به جای اینکه منتقدین امثال من را متهم به تضعیف دولت و بهانه دادن به دست مخالفین کنند کمی انصاف به خرج می دادند تا بر آنها معلوم گردد این نتیجه اعمال و رفتار مماشات گرایانه خود دولت است که آنرا تضعیف می کند نه نقدکنندگان حاکمیت؟
راستی چه می شد: اگر دولت آقای روحانی دست از این شعار بی معنی برمی‌داشت که آنچه در نقض حقوق بشر و تجاوز به مردم صورت می گیرد ربطی به دولت ندارد و قوه ی قضائیه و مجلس و مقامات غیر مسؤول هستند که جلوی پای حکومت سنگ می اندازند و همانند مصدق بزرگ که در برابر شاه موضع می گرفت و حقایق را با مردم در میان می-گذاشت و ماهیت شاه و اطرافیانش را افشاء می کرد، او هم چنین می نمود؟ چرا جناب روحانی با وجود درخواست های مکرر یکبار این عمل را انجام نداد و نگفت چه کسانی مانع کار او هستند و نگفت او در وزارت اطّلاعات و اطّلاعات سپاه و قدرت های وابسته به رهبری هیچ کاره است و نمی تواند، یا نمی خواهد با «ارباب و مرادش» در بیافتد زیرا در این ۳۵ سال به هر کجا رسیده از برکت وجود ایشان بوده است. چرا که ریشه ی همه فسادها از قدرت مطلقه رهبر و درباریانش ناشی می گردد.
چه می شد وقتی اسرار تقلب گسترده در انتخابات سال ۸۸ و آن کشتارها و جنایت های انجام شده توسط سردار جعفری فاش شد – کاری که نمی توانست جز با موافقت و تأئید آقای خامنه ای صورت گرفته باشد – رئیس جمهور عکس-العمل نشان می‌داد؟ مردم از خود می پرسند آیا تنها همین یک بار انتخابات مهندسی شده، یا آنچه به نام انتخابات در این۳۵ سال در نظام ولایی صورت گرفته این گونه بوده است؟ اگر چنین سؤالی مطرح گردد آن وقت باید به رفراندوم تغییر نظام، مصوبات مجلس خبرگان، قانون اساسی و تمام آنچه به نام رفراندوم یا انتخابات در ایران صورت گرفته خط بطلان کشید و زائیده ی دروغها، دوز و کلک ها و حقه بازیهای رایج در «نظام ولایی» دانست.
و بالاخره چه می شد؟ اگر از مقامات نظام ولایی سؤال می‌شد که درباره برنامه هسته ای تا کی باید مردم ایران نامحرم بمانند و ندانند در پشت درهای بسته چه می گذرد؟ می گویند تاکنون حدود ۲۶۰ میلیارد دلار خرج کارهای مربوط به انرژی اتمی شده و چند برابر زیان های ناشی از اینکار متوجّه ملت ایران گردیده. چرا کسی پاسخگو نیست؟ ملّت ما تا کی باید درد و رنج و فقر و بیچارگی را تحمّل کند؟ آیا بر ندانم کاری ها و هدر دادن اموال عمومی و چپاول ثروت مردم و دزدی و دغلی سرکردگان نظام ولایی پایانی نیست؟ و چه می شدهای بسیار دیگر که در این یک سال باید مطرح می شد و سردمداران نظام ولایی به آنها پاسخ می دادند.
* * *
هموطنان، عزیزان من. حال این سؤال را مطرح کنیم که در این ۳۶ سال که نظام ولایی برپا شده چرا به چنین سرنوشت دردآوری دچار شده ایم و به جستجوی عامل یا عاملان این جهمنی که در ایران برپاست ننشستیم؟
چرا دولت ها در این ۳۶ سال قادر به نجات مملکت نشدند و وضع هر سال خرابتر از پیش شد؟
پس از حدود پانزده سال اقامت آیت الله خمینی در نجف اشرف با امکاناتی که در اختیار اطرافیان ایشان بود، مصلحت بر این قرار گرفت که آقای خمینی به پاریس منتقل گردد تا امکانات تبلیغاتی وسیعی در اختیارشان قرار گیرد و رسانه-های جهانی در مطرح کردن ایشان به عنوان رهبر یکتای مردم ایران از هیچ کوششی دریغ نکنند و او را به عنوان یک «قدیس» که می تواند با برنامه ها و افکارش ایران را به بهشت روی زمین تبدیل کند معرفی کنند و آقای خمینی به خبرنگاران خارجی چنین تفهیم کند که پس از بازگشت او به ایران دیگر از ظلم و خشونت و استبداد و شکنجه و زندان و آنچه مغایر آزادی مردم است خبری نخواهد بود و عدالت به طور کامل اجرا می گردد. در هر حال پس از آماده سازی شرایط برای ورود ایشان به ایران به عنوان رهبر بلامنازع بالاخره آقای خمینی وارد فرودگاه مهرآباد گردید. و از این لحظه ماجرا آغاز شد.
امّا در مدت ورود آقای خمینی تا تغییر نظام روشن شد که این مرد آن مرد نیست؛ خشونت و کشت و کشتاری که از روز اوّل آغاز شد، نشانگر این واقعیت است که قدرت مطلقه، مادر فساد است. حدود ۱۰ سال ملت در آتشی که آقای خمینی و یاران وفادارش برپا کردند سوختند و نابودی حرث و نسل مفهومِ واقعی یافت. آیت اله خمینی پس از ده سال گسترش خرافات، خون و خشونت و جنگ و خونریزی و کشتار و یکه تازی در همه ی امور به سرای دیگر رفت تا جوابگوی اعمالش باشد. پس از فوت آقای خمینی میراث خواران نظام ولایی به تکاپو افتادند تا با انتخاب جانشین، نظام را به هر صورت حفظ کنند.
شعبده بازیها و دروغ و دغل هایی در مجلس خبرگان پیش آمد و مطالبی نقل و قول شد که این روزها گوشه هایی از آن افشاء گردیده است. بالاخره آقای خامنه ای با تکیه بر تغییراتی که در قانون اساسی داده شده بود به عنوان ولی مطلق فقیه با اکثریت رأی کسانی که نام نمایندگان خبرگان بر خود نهاده بودند برگزیده شد. صلاحیت آقای خامنه ای از همان روزها، هم از نظر فقهی و هم سیاسی و تقوایی زیر سؤال رفت. تعدادی از مراجع، به اعلمیت، مرجعیت و تقوایی که لازمه ی این مسؤولیت بزرگ بود اشکال وارد می کردند. از جمله مرجع بزرگ آیت الله منتظری که در سالهای پایانی عمر ضمن پاسخ به بعضی سؤالات در کتابی به نام انتقاد از خود (عبرت و وصیت) که چند ماه قبل از وفات مطالب این کتاب را مورد تأئید قرار داده اند، در جائی نوشته اند:
«تا زمانی که من قائم مقام و جانشین مرحوم آیت اله خمینی طاب ثراه بودم، هیچگاه از ولایت فقیه به شکلی که اکنون ارائه می شود دفاع نکردم من در آن زمان بیش از همه ی مسؤولان بر آزادی بیان و آزادی احزاب ـ حتّی احزاب مخالف ـ و دفاع از حقوق مردم تأیید داشتم و نسبت به برخورد با کسانی که اصلِ ولایت فقیه و حکومت دینی را نیز قبول نداشتند معترض بودم.» (۱)
در جای دیگر می‌گوید:
«نظریه ی ولایت مطلقه ی فقیه با مسائل فقهی اینجانب نیز منطبق نبود، زیرا نظریهٔ نصب را که مستلزم ولایت مطلقه ی فقیه است، در همان زمان در درس های رسمی خود مردود شمردم و همان موقع درس های من چاپ و منتشر شد کسانی باید به ولایت مطلقهٔ فقیه ملتزم شوند که نصب بالفعل فقها را در زمان غیبت توسط امام معصوم علیه السلام در مقامِ ثبوت و اثبات پذیرفته باشند.» (۲)
و در جای دیگر در جواب اعتقاد به نصب می گوید:
«بنابراین گرچه در اوایل انقلاب و هنگام تدوین قانون اساسی به نظریه ی نصب تمایل داشته ام، امّا بازگشت از این نظریه و ارائهٔ نظریهٔ انتخاب ـ که زیربنای نظریات بعدی من بوده ـ در زمان قائم مقامی اینجانب بوده است» (۳)
و نهایتاً نظر آقای منتظری در مورد مرجعیت آقای خامنه ای را بازخوانی میکنم:
«اولاً از کسانی که خود را برای مرجعیت مطرح کرده اند کسی را نمی شناسم که آقای خامنه ای در رتبهٔ علمی او باشد؛ و این امر بر اهل فضل پوشیده نیست. ثانیاً به نظر من شروع یا تشدید ادّعای مرجعیت برخی از افراد بعد از مطرح شدن مرجعیت آقای خامنه ای بود، و بسیاری از آنان با خود فکر می کردند مگر مرتبهٔ علمی و فقهی ما از ایشان کمتر است؟ پس وقتی ایشان را در حد مرجعیت مطرح می کنند ما که از نظر علمی بالاتر از ایشان هستیم اشکالی ندارد که ادّعای مرجعیت کنیم.
ثالثاً ادّعای مرجعیت از سوی آقای خامنه ای که قدرتِ حاکمیّت را در دست دارند با افراد دیگر تفاوت اساسی دارد، اِشکال اصلی به ایشان ـ به جز عدم صلاحیت علمی در حد مرجعیت آن است که چرا در این راستا از ابزارهای حکومتی مثل وزارت اطّلاعات بهره گیری می شود و با استفاده از دستگاههای تبلیغاتی زیر نظر ایشان و تهدید و تطمیع، جمعی از علما به این امر اقدام شده و بدعتی ناپسند در مرجعیت شیعه بنا شده است و حتّی مرجعیت را به داخل و خارج از ایران تقسیم کردند؛ در حالی که مرجعیت شرایط خاص خود را دارد و ایرانی و خارجی بودنِ مقلدانِ مراجع در آن تأثیرگذار نیست. همچنین ایشان با استفاده از قدرت خود در حوزه-های علمیه مستقیماً دخالت کردند به گونه ای که برای خود نقشی انحصاری قائل شدند.» (۴)
هموطنان، عزیزان من؛
به نظرات آیت اله منتظری در مورد آقای خامنه ای درست توجّه بفرمائید. ایشان آقای خامنه ای را نه از جهت اعلم بودن و نه از جهت مرجعیت و نه از جهت تقوا و مدیریت که از برجسته ترین ویژگیهای یک ولی فقیه باید باشد صاحب صلاحیت نمی داند. در قانون اساسی نظام ولایی که باید مورد تأیید آقایان باشد آمده که عدالت و تقوا از لوازم رهبری است. بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت، صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه از شرایط و صفات رهبری است. یک نظر اجمالی به آنچه در این ۲۵ سال رهبری آقای خامنه ای بر سر ملک و ملت آمده پاسخ گویایی بر صلاحیت یا عدم صلاحیت ایشان است.
کارکرد آقای خامنه ای در مسائل داخلی و خارجی می تواند همه چیز را روشن کند. نمی توان باور کرد که در سیاست داخلی وضع امروز کشور و در سیاست خارجی وضع منطقه زاییده‌ی راهنمائیها و تفکرات ایشان نباشد. کدام سیاست است که داعش ها را در گوشه کنار جهان اسلام به وجود می آورد تا جهان به خاک و خون کشیده شود؟
از مدیریت ایشان همین کافی است که اخیراً مدارک سخنرانی سردار جعفری در مورد انتخابات ۸۸ و کشتار مردم و تقلب در انتخابات و دستگیری هزاران جوان و دانشجو که تعدادی از آنها هنوز در زندان به سر می برند و حصر سه نفر از بزرگان نظام افشا شد و همه این اعمال مورد تأیید آقای خامنه ای بوده است. سخنرانیها و حمله به این و آن همه نشانگر یک مدیریت غیر مسؤول در رأس مملکت است که از صلاحیت کافی برای اداره ی کشور بزرگ ایران برخوردار نیست.
هموطنان، عزیزانم، نسل جوان آگاه و دلسوز؛
در چنین شرایطی چه باید کرد؟ همانطور که بسیاری از دلسوزان وطن عزیزمان تاکنون اعلام کرده اند آقای سید علی خامنه ای در بیش از ۲۵ سال که به عنوان ولی مطلق فقیه امور دینی و اجتماعی کشور را در دست گرفته در برابر کسی پاسخگو نبوده است و روز به روز وضع ملک و ملّت بدتر شده و تغییرات ظاهری دولت ها هم هیچ دردی را دوا نکرده است. باید تغییرات اساسی و زیربنایی به وجود آید و باید نظام ولایی به نظامی مردمی تبدیل شود، باید به جای یک نفر، مردم تصمیم گیرنده ی امور خود باشند. باید آقای خامنه ای ضمن گزارش کار ۲۵ ساله به مردم شرایطی فراهم سازد که ملّت حاکم بر سرنوشت خود گردند و تا چنین نشود، تغییر رؤسای جمهور و رفتن این و آمدن آن دردی را دوا نمی کند. همانگونه که در یک سال گذشته شاهد آن بودیم ایران عزیز نیاز به یک جراحی عمیق دارد و اینکار باید با اراده نسل جوان و فرهیخته صورت گیرد. سکوت و نظاره گری کافی است. باید اعتراض کرد و خواسته های اصلی مردم را به حاکمان گوشزد کرد. اگر دهان و زبانمان را بسته اند باید با هر وسیله فریاد کنیم، فریاد برای آزادی، فریاد برای عدالت و فریاد برای برابری.
چه می شد؟ اگر مردم بار دیگر با آگاهی و شناخت کامل علیه ظلم و بی داد اعتراض می کردند و بساط استبدادیان برمی چیدند و قدرت را به نمایندگان واقعی مردم می سپردند و دست در دست هم وطنی آباد و آزاد از نو بنا می کردند. به امید آن روز.
درود بر آزادی
سلام بر برابری
پی نوشت:
۱) کتاب انتقاد از خود (عبرت و وصیت)، آیت الله منتظری، صفحه ۲۳ و ۲۴
۲) کتاب انتقاد از خود صفحه ی ۲۴
۳) کتاب انتقاد از خود صفحه ی ۳۱
۴) کتاب انتقاد از خود صفحات ۱۵۳ تا ۱۵۶

http://j.mp/YuINT2

چهار شنبه شب ، از آن شب هاى به ياد ماندنى در تاريخ سينماى ايران بود . در شب جشن…

‫چهار شنبه شب ، از آن شب هاى به ياد ماندنى در تاريخ سينماى ايران بود . در شب جشن بزرگ منتقدين سينماى ايران اهالى سينما شاهد دو اتفاق بزرگ بودند . يكى آنكه شاهد جشنى با آراى غير فرمايشى ، غير دولتى ، مستقل و پاك ، كه براى چندين دهه از سينماى ما رخت بر بسته بود و ديگر آنكه شاهد حضور تهبه كننده خوش نامى كه به همت او بياد ماندنى ترين فيلم هاى تاريخ سينماى ايران خلق شده . فيلم هايى همچون : تنگسير ، تنگنا ، رضا موتورى ، سوته دلان ، پنجره ، نازنين ، حسن كچل و …. در تيتراژ تمام اين فيلم ها نوشته شده "على عباسى تقديم مى كند" نوشته اى كه تماشاگران با ديدن آن مطمئن مى شدند ، به تماشاى فيلمى متفاوت نشسته اند . وقتى على رضا داوودنژاد بعد از گرفتن جايزه از خاطرات فيلم نازنين گفت و اعلام كرد كه على عباسى در سألن است تمام چشم ها در جست جوى او بودند ، داوودنژاد از علی عباسی خواست به‌روی سن بیاید. عباسی درمیان تشویق حاضران كه به احترام او به پا ايستاده بودند به‌روی صحنه رفت. خيلى ها يا بغض كرده بودند يا همچون گوهر خیراندیش با دیدن این صحنه می‌گریستند. اين گريستن حتى در شبى كه بر خلاف جشنواره ى دولتى فيلمهائى همچون "عصبانى نيستم " و "خانه پدر ى " نا ديده نگرفته شده بود . هزار ان معنى و پيام داشت . يكى از آنها هشدار به صاحبان قدرت و كسانى بود كه در چند دهه گذشته با هر ترفندى تلاش كردند نام على عباسى را از تاريخ سينماى ايران بزدايند و تاريخ سينماى ايران را همچون كتاب تاريخ مدارس آنگونه كه مايلند بنويسند .
در پايان اينكه ، ديشب ثابت شد ، بر خلاف ادعاى آنانى كه باد هر كجا بوزد به همان سو مى روند ، حافظه تاريخى مردم ايران نه تنها ضعيف نيست بلكه بسيار هم قوى است . چرا كه آنها على عباسى ها را هر گز فراموش نكرده و نمى كنند.

جعفر پناهى
مرداد ١٣٩٣‬


Timeline Photos
چهار شنبه شب ، از آن شب هاى به ياد ماندنى در تاريخ سينماى ايران بود . در شب جشن بزرگ منتقدين سينماى ايران اهالى سينما شاهد دو اتفاق بزرگ بودند . يكى آنكه شاهد جشنى با آراى غير فرمايشى ، غير دولتى ، مستقل و پاك ، كه براى چندين دهه از سينماى ما رخت بر بسته بود و ديگر آنكه شاهد حضور تهبه كننده خوش نامى كه به همت او بياد ماندنى ترين فيلم هاى تاريخ سينماى ايران خلق شده . فيلم هايى همچون : تنگسير ، تنگنا ، رضا موتورى ، سوته دلان ، پنجره ، نازنين ، حسن كچل و …. در تيتراژ تمام اين فيلم ها نوشته شده "على عباسى تقديم مى كند" نوشته اى كه تماشاگران با ديدن آن مطمئن مى شدند ، به تماشاى فيلمى متفاوت نشسته اند . وقتى على رضا داوودنژاد بعد از گرفتن جايزه از خاطرات فيلم نازنين گفت و اعلام كرد كه على عباسى در سألن است تمام چشم ها در جست جوى او بودند ، داوودنژاد از علی عباسی خواست به‌روی سن بیاید. عباسی درمیان تشویق حاضران كه به احترام او به پا ايستاده بودند به‌روی صحنه رفت. خيلى ها يا بغض كرده بودند يا همچون گوهر خیراندیش با دیدن این صحنه می‌گریستند. اين گريستن حتى در شبى كه بر خلاف جشنواره ى دولتى فيلمهائى همچون "عصبانى نيستم " و "خانه پدر ى " نا ديده نگرفته شده بود . هزار ان معنى و پيام داشت . يكى از آنها هشدار به صاحبان قدرت و كسانى بود كه در چند دهه گذشته با هر ترفندى تلاش كردند نام على عباسى را از تاريخ سينماى ايران بزدايند و تاريخ سينماى ايران را همچون كتاب تاريخ مدارس آنگونه كه مايلند بنويسند .
در پايان اينكه ، ديشب ثابت شد ، بر خلاف ادعاى آنانى كه باد هر كجا بوزد به همان سو مى روند ، حافظه تاريخى مردم ايران نه تنها ضعيف نيست بلكه بسيار هم قوى است . چرا كه آنها على عباسى ها را هر گز فراموش نكرده و نمى كنند.

جعفر پناهى
مرداد ١٣٩٣


Timeline Photos
*** امیدی دیگر به اصلاحات:مشاور وزیر دولت امید و اعتدال(!) تجاوز ناظم مدرسه را با رضایت کودکان دانست!!! ***

پس از ماجرای تجاوز معلم پرورشی به کودکان درباره پرونده تجاوز ناظم حزب اللهی مدرسه به دانش آموان خردسال،دبیر مرجع ملی حقوق کودک(!) در ایران که مشاور وزیر دادگستری دولت حسن روحانی است با اشاره به پرونده تجاوز ناظم ولایتمدار مدرسه‌ در تهران به کودکان دانش‌آموز که قربانیانش بین ۸ تا ۱۱ سال هستند گفته است که:{ تعرض ناظم مدرسه گاهی با رضایت دانش‌آموزان همراه بوده و یک «کشش دو طرفه» وجود داشته است.}

مظفر الوندی در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران(ایلنا) اظهار داشت: «متاسفانه در هر مکانی که به صورت متمرکز از کودکان نگهداری می‌شود احتمال وقوع چنین اتفاقاتی نیز وجود دارد و این یک مسئله جهانی است(!)».
وی افزود: «از نظر علمی(!) برخی اعتقاد دارند این کشش‌ها و گرایش‌ها به صورت دو طرفه در برخی مقاطع سنی وجود دارد. من هم معتقدم تمامی این موارد به زور نبوده و در برخی موارد این گرایش، دو طرفه بوده است».
به گفته آقای الوندی، « فضاهای مجازی و ماهواره(!) بر روی کودکان(!) تاثیر می‌گذارند و به نظر می‌آید که کارهای فرهنگی و آموزش می‌تواند موثر‌تر از اقدامات قضایی در این زمینه باشد».

ماجرای تجاوز ناظم یک دبستان در شهرک غرب تهران به دانش‌آموزان حدود سه ماه قبل و با تجمع والدین این دانش‌آموزان در مقابل وزارت آموزش و پرورش رسانه‌ای شد.
شاکیان پرونده گفته بودند که حراست کل آموزش و پرورش از آنها خواسته بود این موضوع را پیگیری نکنند، چون "چنین اتفاق هایی در آموزش و پرورش می افتد(!)".

اما یکی از مسولین( آقای کفاش) در این مورد به خبرنگاران گفته بود: "منظور کسی که در حراست بوده و این حرف را زده، این بوده که این موضوع را رسانه ای نکند، نه چیز دیگری. معلوم است، ما ایرانی ایم و دوست نداریم وقتی یک اتفاق این چنینی در تهران می افتد، در رسانه های خارجی پخش شود. در حالی که در کشورهای غربی روزی ۵ مورد از این اتفاقات می افتد و آنها اجازه نمی دهند کسی خبردار شود(!!!) به هر حال کشور ما کشوری اسلامی است و به همین دلیل هم هست که چنین اتفاقاتی در ایران کم است(!) وقتی بعضی اشکالات ما را شبکه های خارجی پخش می کنند، غیرت ملی ما کجا رفته است؟"

و حال یکی نیست از این مقامات و بویژه از مشاور وزیر دولت امید و اعتدال(!) بپرسد شما بعد از سی و پنج سال که فرهنگ سازیی ولایی انجام دادید و پس از اینکه در مدرسه ها معلم قرآن، معلم تعلیمات دینی و آموزش نهج البلاغه، و آموزش های مذهبی، معلم پرورشی، ده ها برنامه عقیدتی، مذهبی و سیاسی، بسیج دانش آموزی، انجمن های اسلامی, بسیج دانشجویی، ایجاد دفتر رهبری در تمام دانشگاه ها، آموزش اجباری واحدهای مذهبی و عقیدتی، حراست ها، کمیته های انظباتی، کمیته های شهری سابق و گشت های ثار الله و امروزه گشت های ارشاد، دوسال تعطیلی کل دانشگاه های کشور و اخراج بسیاری از اساتید و دانشجویان آنهم به نام انقلاب فرهنگی!!!، اردوهای مختلف عقیدتی و سیاسی و اردوهای راهیان نور!!!، مصاحبه و گزینش های سختگیرانه عقیدتی و مذهبی، اجرای طرح های مختلف امنیت اجتماعی!!! و تفکیک جنسیتی!!!، اجرای برنامه های گوناگون مذهبی در تنها تلویزیون کشور، استفاده از آقایون آخوند در مدارس، دانشگاه ها و اداره جات با عنوانهای مختلف، حتی بستن بسیاری از مهدکودک ها در همین اواخر به بهانه استفاده از موسیقی و آموزش رقص و اجرای طرح های آموزش فرامین مذهبی به کودکان خردسال و …که انجام دادید و بعد از این همه سال سرکوب و اعمال نظر خود حتی در طرز پوشش دانش آموزان حال میگویید که تجاوز ناظم ولایتمدار مدرسه به خاطر «کشش دو طرفه(!)» است؟! و چنین اتفاق هایی در آموزش و پرورش می افتد(!!!)

آنوقت فرق حکومت شما که ادعا میکنید که الهی است(!) با دیگر حکومت ها در چیست؟! و اگر تجاوز به دانش آموزان خردسال به خاطر کشش دو طرفه(!) است که بنا به ادعای شما در همه جا دنیا اتفاق میافتد پس چرا برخلاف تمام دنیا گشت های ارشاد و مزاحمین لباس شخصی انصار حزب الله همانند زامبی ها به طرف خانواده ها و جوانان ایرانی هجوم میاورند؟!

قضاوت با شماست هموطنان عزیزم.
محمد رستگار
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۳

A Syrian defector who goes only by the name “Caesar” delivered dramatic and dist…

A Syrian defector who goes only by the name “Caesar” delivered dramatic and disturbing testimony Thursday to a congressional committee about the Assad regime's atrocities, sharing with lawmakers just a few of the thousands of photos he took showing prisoners who were brutally beaten, starved and murdered.

Read more:
http://j.mp/1oVdZEL


Timeline Photos
هشدار.. عکس هایی تکان دهنده که «سزار» از شکنجه در زندان های سوریه ارائه داد

«سزار» نامی است که عکاس سابق پلیس نظامی سوریه، برای خود انتخاب کرده بود. او از نظام سوریه جدا شده بود، در حالی که ۵۵ هزار عکس از ۱۱ هزار قربانی شکنجه تا مرگ در زندان‌های نظام سوریه، به همراه دارد.

عکس هایی که چهارتای آن‌ها را در جلسه کمیسوین ارائه داد، شکنجه‌های وحشتناکی را به تصویر می کشد که قطع بخش هایی از بدن، گرسنگی دادن تا مرگ، سوزاندن و از حدقه در آوردن چشم‌ها را نشان می دهد.

اید رویس رئیس کمیسیون روابط خارجی خوساتار عرضه نکردن همه تصاویر در جسلسه شد. اما «سزار» گفت که شکنجه، به صورت سازماندهی شده و فراگیر در زندان‌های سوریه صورت می گیرد و زنان، کودکان، جوانان و کهنسالان را در کنار علوی ها، مسیحی ها، دروزی‌ها و مسلمانان، در بر می گیرد.

«سزار» تاکید کرد که فرمان ها، از بالاترین سطوح رهبری در سوریه می رسد و تمام جنازه‌های قربانیان از همه سوریه، به یک پایگاه نظامی در دمشق، منتقل می شوند.

گزارش کامل در لینک زیر :

http://goo.gl/kjUUHh

گزارش نقدهاى منتقدين أمريكا توسط بهنام ناطقى از شروع اكران فيلم “پرده” ساخته مشت…

‫گزارش نقدهاى منتقدين أمريكا توسط بهنام ناطقى از شروع اكران فيلم "پرده" ساخته مشترك "جعفر پناهى و كامبوزيا پرتوى" در شهرهاى بزرگ امريكا
گزارش فیلم «پرده بسته» جعفر پناهی در آمریکا: واکنش منتقدان
فیلم «پرده بسته» از «جعفر پناهی» که اکران سراسری آن در آمریکا در چهار شهر بزرگ شروع شد.فیلم «پرده بسته» دومین فیلمی است که پناهی بعد از صدور حکم دادگاه ساخته است.تمام صحنه های فیلم "پرده بسته" در درون ویلای پناهی در شمال فیلبمبرداری شده است.

http://j.mp/1qwqt3u


‫شروع اكران فيلم "پرده" در شهرهاى بزرگ امريكا‬

یک سوال از حاکمان مذهبی‌ ایران: چرا باید حق بیمه‌ زنان و مردان ماهانه به صورت یک…

‫یک سوال از حاکمان مذهبی‌ ایران: چرا باید حق بیمه‌ زنان و مردان ماهانه به صورت یکسان پرداخت شود اما هنگام دریافت دیه، حق آنها نصف میشود؟

آیا حاضرید با تصویب قوانین جدید حق بیمه‌ خانم‌ها را هم نصف کنید؟
پرسش یکی‌ از بانوان ایرانی‌: "من کل حق بیمه رو پرداخت میکنم ولی نصف دیه بهم میرسه؟؟؟"‬


Timeline Photos
پرداخت تنها نصف دیه دختران شین آباد به دلیل مونث و دختر بودن

يكی از كاربران بالاترين به نام ديلمان ميگويد: آقای حاکمیت! تا این مشکلات رو در کشور حل نکنید فریاد حمایت از غزه تان به جائی نخواهد رسید. این مشکلات که مثل سرطان باعث ریزش در کشور شده رو حل کنید با مردم دوست بشید.

خبر کوتاه است:

حسین احمدی نیاز یکی از وکلای دانش آموزان شین آبادی می گوید که "بیمه" اعلام کرده است که به دلیل "مونث و دختر" بودن فقط حاضر به پرداخت "نصف دیه" صدمات وارد شده به این دانش آموزان است.

اما همین خبر کوتاه کافیست که به شدت ظلمی که به زنان ایرانی میشود پی ببریم، و قانونی که به جای حمایت از زنان آنان را مورد تبعیض های شدید جنسیتی قرار میدهد. مهم نیست چند ساله باشی و سهمت از تمام ثروت کشورت سوختن در کلاس درس باشد، تنها کافیست که زن باشی که حقت را بی دردسر وکاملا قانونی بخورند و یک آب هم روش. اینجاست که مشخص میشود قوانین اسلامی تا چه حد واپسگرا و ناکارامد هستند و تا چه میزان در مقابل حق و عدالت قرار دارند.

یک سوال از حاکمان مذهبی‌ ایران: چرا باید حق بیمه‌ زنان و مردان ماهانه به صورت یکسان پرداخت شود اما هنگام دریافت دیه، حق آنها نصف میشود؟

آیا حاضرید با تصویب قوانین جدید حق بیمه‌ خانم‌ها را هم نصف کنید؟

پرسش یکی‌ از بانوان ایرانی‌: "من کل حق بیمه رو پرداخت میکنم ولی نصف دیه بهم میرسه؟؟؟"

—–
در حالی‌ که بسیاری مردم ایران از گرسنگی رنج میبرند و کودکان با شکم گرسنه به رختخواب میروند و آب آشامیدنی بسیاری از شهر‌ها و روستاها به سختی با تانکر تأمین میشود، دولت "دلسوز و دلواپس" روحانی سوخت و مواد غذایی مورد نیاز عراق را تامین می‌کند!

این ویدیو را لطفا ببینید تا درد مردم ایران را بهتر لمس کنید:

http://goo.gl/vP7S91

Süddeutsche Zeitung: Am Flughafen in Teheran kann man fast alles kaufen, was sic…

Süddeutsche Zeitung: Am Flughafen in Teheran kann man fast alles kaufen, was sich zum Töten eignet: Kurzstreckenraketen, Flug- und Panzerabwehrgeschosse, Mörsergranaten, Kleinwaffen und Munition.

Dieser Supermarkt des Todes ist ein beliebtes Shopping-Ziel von allerlei finsteren Gestalten aus dem Nahen Osten: Assads Schergen decken sich hier mit Waffen ein für den blutigen Kampf gegen die eigene Bevölkerung. Und auch die Hisbollah und die Hamas beziehen sehr wahrscheinlich Kriegsausrüstung aus Teheran.
Das berichtet die Süddeutsche Zeitung. Die Hauptquelle für den Artikel ist „ein westlicher Diplomat, der Zugang zu Geheimdienstinformationen hat.“

Weiterlesen hier:
http://goo.gl/Jt11ZD


Timeline Photos
فرودگاه امام خمینی، "مرکز ارسال تسلیحات به خاورمیانه"

روزنامه آلمانی زوددویچه درگزارشی به نقل از محافل اطلاعاتی می‌نویسد که سپاه پاسداران از فرودگاه امام خمینی تهران موشک‌های کوتاه‌برد، خمپاره، موشک‌های ضدتانک و ضدکشتی و مهمات برای گروه‌های شبه‌نظامی خاورمیانه ارسال می‌کند.

"زوددویچه تسایتونگ" در مقاله‌ای می‌نویسد که فرودگاه بین‌المللی امام خمینی که در ۳۰ کیلومتری جنوب تهران قرار دارد، به مرکز پخش تسلیحات سنگین و سبک بدل شده است و نیروی قدس، واحد ویژه عملیات برون‌مرزی سپاه پاسداران، از طریق هواپیماهای باری و مسافربری داخلی و خارجی به کشورهای مورد نظر سلاح ارسال می‌کند.

این روزنامه با استناد به اطلاعات سرویس‌های مخفی غربی می‌افزاید که واحدهای قدس از چندین ماه پیش یک آشیانه‌ی بزرگ این فرودگاه را در اختیار گرفته‌اند که در ضلع شرقی محوطه بزرگ فرودگاه قرار دارد.

گزارش كامل در سايت دويچه وله:

http://j.mp/1lQt6u4

مهناز محمدى براى يك هفته به مرخصى آمد.

‫مهناز محمدى براى يك هفته به مرخصى آمد.‬


Timeline Photos
۸۰۰ سینماگر فرانسوی: مهناز محمدی را آزاد کنید!

۸۰۰ سینماگر از اعضای انجمن کارگردانان فرانسه از دولت فرانسه خواستند که برای آزادی مهناز محمدی بکوشد. آن‌ها محکمومیت مهناز محمدی به تحمل حبس در زندان اوین را «یک بی‌عدالتی بزرگ» خوانده‌اند.

به گزارش خبرگزار ی هرانا سینماگرانی مانند برتراند تاورنیه، انیس ژائویی و گوستاو گاوارس این بیانیه را امضاء کرده‌اند.

مهناز محمدی نخستین بار در مرداد ۱۳۸۸ به همراه جعفر پناهی به جرم فیلمسازی از رویدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شد. او در تیر ماه ۱۳۹۰ دوباره در خانه‌اش بازداشت و پس از یک ماه با قید وثیقه آزاد شد. در مهر ماه سال ۱۳۹۲ اما به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. مهناز محمدی جمعه ۱۶ خرداد برای اجرای حکمش به زندان فراخوانده شد و اکنون در زندان اوین محبوس است.

کریستف روگیا، پاسکال فران و کاتل کیله‌وره از اعضای هیأت مدیره انجمن کارگردانان فرانسه بیانیه دفاع از مهناز محمدی را تهیه کرده‌اند و به امضای ۸۰۰ سینماگر فرانسوی رسانده‌اند.

در این بیانیه آمده است که مهناز محمدی به دلایل سیاسی و به خاطر عقاید آزادیخواهانه‌اش به زندان محکوم شده است. امضاءکنندگان این بیانیه نوشته‌اند که مهناز محمدی در روزی که بازداشت شد، گفته بود: «من زن هستم و سینماگرم و هر دوی این‌ها در کشور ما جرم محسوب می‌شود. به گفته آن‌ها جرم واقعی مهناز محمدی زن بودن و سینماگر بودنش است.»

امضاءکنندگان این بیانیه از وزارت فرهنگ فرانسه خواسته‌اند برای آزادی مهناز محمدی و حمایت از او از هیچ کوششی فروگذار نکند.

سینماگران نام‌آشنای فرانسه این بیانیه را امضاء کرده‌اند. در بین امضاءکنندگان به نام‌هایی مانند برتراند تاورنیه، انیس ژائویی و گوستاو گاوارس و ژیل ژاکوب برمی‌خوریم.

انجمن سینماگران فرانسه و همچنین جشنواره فیلم کن هم از بیانیه انجمن کارگردانان فرانسه برای آزادی مهناز محمدی دفاع کرده‌اند.

افزون بر این، جشنواره «اوپن سیتی داکس» هم که تا یکشنبه ۲ مرداد (۲۷ ژوئن) در لندن ادامه دارد، میزگردی به مهناز محمدی اختصاص داده است.

مهناز محمدی در زمینه حقوق زنان فعال بود و مستندهایی چون «ما نیمی از جمعیت ایران هستیم» را درباره مطالبات زنان در کارنامه‌اش دارد. «زنان بدون سایه» از مهم‌ترین آثار اوست. این فیلم درباره زنانی است که در یک آسایشگاه روانی بستری شده‌اند. «کوچ‌نامه» و «بچه‌های خاک» از دیگر آثار این سینماگر متعهد و فعال حقوق زنان است.

دایانا نظری: من افتخار میکنم به مردم کشورم با وجود جنگ، انتحاری امکانات درسی خیل…

‫دایانا نظری: من افتخار میکنم به مردم کشورم با وجود جنگ، انتحاری امکانات درسی خیلی خیلی کمتر از ایران در افغانستان و توهین بی‌احترامی بیشتر ایرانیها باز هم به این سطح شعور رسیدیم که در مقابل هم نوع خود بی‌تفاوت نباشیم فقط افراد بد اون کشور را نبینیم … ‬


Timeline Photos
تظاهرات در افغانستان در حمایت از زندانیان سیاسی ایران

جمعی از اهالی جلال‌آباد افغانستان در حمایت از "رضا شهابی، کارگر مبارز ایرانی و دیگر دگراندیشان ایرانی" مقابل کنسولگری ایران در این شهر تظاهرات کردند. معتراضن خواهان "آزادی فوری رضا شهابی" شدند.

عکس‌های بیشتر گزارش تصویری را در این لینک ببینید: http://dw.de/p/1CjGh

رفتار نژاد پرستانه مسئولین جمهوری اسلامی با اتباع افغانی مقیم ایـران

در ادامه روند اعمال محدودیت‌ها برای اتباع خارجی مقیم کشور (مهاجرین افغان)، دولت روحانی اوایل این هفته در بخشنامه جدیدی "ممنوعیت اشتغال اتباع بیگانه "را اعلام کرد. جهانگیری معاون روحانی در بخشنامه‌ جدیدیش ضمن اعلام ممنوعیت اشتغال اتباع بیگانه به وزارت کار ماموریت داده تا اسامی دستگاه‌هایی را که در این باره همکاری نمی‌کنند، اعلام کند. دولت روحانی دلایل این ممنوعیت را با توجیهاتی از قبیل بیکاری گسترده، اشغال فرصت های شغلی توسط کارگران خارجی، و از همه مهمتر"صیانت از نیروی کار داخلی و مبارزه با بیکاری اعلام کرده است".

گزارش کامل در لینک زیر:

http://goo.gl/ZxLLSu

عرصه به مهاجرین افغان در حالی‌ توسط دولت جمهوری اسلامی به شدت تنگ میشود که در کشور خود نیز با ظلم آشکار از طرف روحانیون مواجه هستند!

به گزارش ایندین اکسپرس بجای اینکه آخوند تجاوز گر را محاکمه و محکوم کنند خانواده دختری ١٠ ساله ، که قربانی شهوت ملا شده، در قندوز افغانستان قصد کشتنش را دارند تا آبروی خود را حفظ کنند!!

گزارش ایندین اکسپرس در لینک زیر:

http://goo.gl/at6rEL

« Older entries

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 2,302 other followers