#iran A Crime at Evin Prison – Iranian Activist Sattar Beheshti Killed Under Torture

Tuesday November 6th, 2012 -[Kaleme – Zahra Sadre] One week after his reported arrest, Iran’s security agents contacted the family of a relatively unknown political activist, Sattar Beheshti, informing them of the death of their 35 year old son and requesting that the family collect his body the next day.

The following account of events were provided to Kaleme by Behshti’s family members:

Security agents to Sattar Beheshti’s uncle: “Collect the body at Kahrizak Prison tomorrow”

According to eye witnesses at Evin who had spoken to their family members during their last visitation, Beheshti had been severely beaten during his interrogation process, with bruises and evidence of torture visible on his head, face and body. The political prisoners at Evin’s general ward 350 where  Beheshti had reportedly been detained for one night,  described his body as black and blue having been crushed under assault.

Behesthti’s sister told Kaleme: “They summoned my husband and told him to prepare our mother. “Buy a casket and show up tomorrow to collect his body” they said. That’s it! We know nothing else! We have no idea why they killed him! We have no idea what transpired.  My brother left the house healthy. He left voluntarily.  Everyone witnessed that he was healthy. My brother never even took headache medicine. He was 100% healthy!”

As reported by Kaleme last week, Beheshti was arrested by security agents at his home in the city of  Robat Karim [27 Km southwest of Tehran]  on October 28th, 2012.  Beheshti was a simple laborer and the only breadwinner in his family. During his interrogation process and in order to obtain a confession out of him,  Beheshti was reportedly tied to a chair and severely beaten at the hands of security agents.

Kaleme’s reporter Zahra Sadr’s describes her interview with Beheshti’s family members as follows: “Hearing Sattar’s sister cry and shake with sorrow made it humanly impossible to ask any questions. As a reporter and interviewer you are at a loss for words. I just listened to her cries while she repeated “He was my brother! Oh God! Oh God! … He was my brother…  They killed my brother and told us they’d deliver his body tomorrow!” I could hear his mother crying from the other side of the room. She asked who is on the phone and her daughter replied, “I don’t know perhaps she is one of Satar’s friends.”  The sound of cries and wails fills the room and the word “Sattar!” is repeated over and over again….”

“They told my husband he was suffering from an ailment, to which my husband responded, “No, there was nothing wrong with him.” They told us not to give any interviews. We were told that if we grant any interviews there will be severe consequences.  My brother had done nothing to deserve this! We had no news of him after they took him on that Tuesday. Finally today they contacted us and told us this.”, continues Sattar’s sister.

She adds: ” They told us not to give any interviews.  We were told not to say a word.  They said he had heart problems. What exactly had my brother done? He had done nothing! What had he said to deserve this?  Three people came on that day. They handcuffed him and took him without an explanation. Not a word was said and it ended like this!”

Given that the body has not been delivered to the family, Kalame would like to reiterate that the details of this report cannot be exactly verified. It remains unclear as to whether this latest turn of events is another pretext by the security apparatus to harass the Beheshti family.

In an interview with Saham News yesterday, Beheshti’s mother described her son’s arrest as follows: “It was around noon and I was at home when I heard noises at the entrance of our home.  I opened the door and an individual asked me whether Sattar was home.  Someone yelled while I tried to close the door shut.  I tried to explain that my daughter may not be dressed appropriately, but they ignored my warning, entered the home and confiscated my son’s belongings, computer, notes and manuscripts.”

Beheshti’s mother added: “They wouldn’t even allow my son to change his clothes before they took him.  I asked one of the agents to untie his hands so he could change his clothes.  They eventually did untie his hand and since that day I have had no news of my son.  I have no idea where they took him. Our relatives informed me that the media outlets had published news regarding Sattar reportedly having bruises all over his body (arms, legs and face) and that the interrogators had refused to grant him medical treatment.”

Source: Kaleme http://kaleme.org/1391/08/16/klm-119025/

Translator’s note:    In a follow up interview with Kaleme that took place today, Wednesday November 7th, Beheshti’s family announced that security agents have threatened them stating that they are not allowed to be present during the washing of the body in preparation for burial.  A reliable source within Kahrizak prison’s forensic team informed Kaleme that the body of a young man who had been killed as a result torture was at Kahrizak.  Another reliable source with the police claimed that Beheshti died because he was unable to withstand the interrogation process.

[Link to follow up Kaleme news: http://kaleme.org/1391/08/17/klm-119096/]

 

ین زندانی سیاسی هفته قبل بازداشت و به شدت شکنجه شده بود

جنایت در زندان/ تماس ماموران با خانواده ستار بهشتی: قبر بخرید و فردا جنازه را تحویل بگیرید

اشتراک

سه شنبه, ۱۶ آبان, ۱۳۹۱

چکیده :صبح امروز ماموران پلیس امنیت به خانواده ی ستار بهشتی، زندانی سیاسی که هفته پیش بازداشت شده بود، اطلاع دادند که این جوان 35 ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند. زندانیان بند 350 اوین هم می گویند ستار بهشتی را در حالی دیده اند که بر اثر شکنجه ها بدنش له شده بود، حتی یک جای سالم در بدنش نبود و آثار کبودی و شکنجه بر تن و صورت و سر این زندانی سیاسی مشهود بود….

کلمه – زهرا صدر: صبح امروز ماموران پلیس امنیت به خانواده ی ستار بهشتی، از سبزهای گمنامی که روز هفتم آبان ماه بازداشت شده بود، اطلاع دادند که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

خبر تکمیلی در این باره را در اینجا بخوانید:

تماس ماموران با عموی ستار بهشتی: فردا جنازه را در کهریزک تحویل بگیرید

به گزارش کلمه، شاهدان عینی از زندان اوین در ملاقات با خانواده هایشان گفته اند که وی در بازجویی ها به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و آثار کبودی و شکنجه بر تن و صورت و سر این زندانی سیاسی مشهود بوده است.

زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که ستار بهشتی یک شب را در آنجا سپری کرده بود، روایت کرده اند که بدن این جوان زیر ضرب و شتم له شده بود و به گفته آنها حتی یک جای سالم در بدنش نبود.

پس از رسیدن این اخبار به کلمه، با خواهر ستار بهشتی تماس گرفتیم که وی گفت: شوهرم را خواستند و به او گفتند برو مادرش را آماده کن. قبر بخر. فردا بیا جنازه را تحویل بگیر. همین. هیچ چیز دیگری نمی دانیم. نمی دانیم چرا کشتند. اصلا چی شد. نمی دانیم چی شد. داداشم سالم از خونه رفت. با پای خودش رفت. همه دیدند که سالم بود. برادرم حتی قرص سردرد نمی خورد. سالم سالم بود.

هفته ی گذشته کلمه خبر داده بود که ستار بهشتی هفتم آبان ماه در منزل شخصی اش در رباط کریم توسط ماموران پلیس فتا بازداشت شده است. این زندانی سیاسی، یک کارگر ساده ۳۵ ساله است که در هنگام بازداشت، نان آور خانواده اش بوده است.

بر اساس گزارش هفته پیش کلمه، ستار بهشتی که در بازجویی ها تحت فشار برای اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است، پس از مقاومت به صندلی بسته می شده و مورد ضرب و شتم قرار می گرفته است.

اما امروز صدای لرزان و گریه های خواهر ستار امان هر سوال پرسیدنی را از آدم می گیرد. به عنوان خبرنگار و مصاحبه گر، جمله ای نداری و فقط به گریه هایش گوش می کنی. در حال خود نیست و مرتب می گوید: داداشم بود… خدایا… خدایا… داداشم بود.. داداشم رو کشتند و گفتند فردا جنازه اش را می دهیم.

صدای گریه های مادر از آن سو می آید و سوالی، که خواهر ستار بهشتی به مادر می گوید: نمی دانم، شاید از دوستان ستار است. و بعد صدای گریه و شیونی که از اتاق بلند می شود و کلمه ی “ستار” که تکرار می شود.

خواهر این زندانی سیاسی ادامه می دهد: به شوهر من گفته اند مریضی داشته، شوهرم هم گفته: نه، سالم بود. گفته اند: با هیچ جا مصاحبه نکنید، اگر مصاحبه کنید پدرتان را در می آوریم. داداشم کاری نکرده بود، چی کار مگر کرده بود؟ از آن سه شنبه که بردند تا الان هیچ خبری ازش نداشتیم که امروز خبرش را برایمان آوردند.

وی ادامه می دهد: به ما گفتند با جایی مصاحبه نکنید و حرف نزنید. گفتند ناراحتی قلبی داشته. چی کار کرده بود مگر برادرم؟ کاری نکرده بود. چی گفته بود؟ سه نفر آمدند و دستنبد زدند و بردند، هیچ چیز نگفتند. تمام شد.

کلمه تاکید می کند که با توجه به اینکه هنوز جنازه ای به این خانواده تحویل نشده، نمی توان درباره ابعاد دقیق این خبر به طور قطعی قضاوت کرد که آیا این یک سناریوی امنیتی برای آزار خانواده اوست یا فاجعه ای است که ماموران به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی آن اند.

روز گذشته نیز مادر ستار بهشتی با تشریح نحوه دستگیری فرزندش به سحام گفته بود: نزدیک ظهر بود و من در خانه نشسته بودم وقتی صدای در آمد رفتم جلوی منزل، شخصی به من گفت آقا ستار هست؟ و هنگامی که من قصد داشتم درب منزل را ببندم فرد دیگری هم آمد و درب منزل را فشار دادند و وارد خانه شدند.

مادر این زندانی سیاسی در در ادامه گفته بود: من به مامورین گفتم شاید دخترم در منزل با لباس نامناسبی باشد که مامورین بدون توجه به حرفهای من وارد شدند و تمام وسایل از جمله کامپیوتر فرزندم و تمامی دست نوشته ها و مطالب وی را با خود بردند.

وی خاطرنشان کرده بود: حتی برای بردن فرزندم اجازه نمی دادند تا لباسهایش را عوض کند. از یکی از مامورین خواهش کردم تا دستان فرزندم را باز کند و اجازه دهد تا فرزندم لباس خود را تغییر دهد که بهر حال یکی از دستان وی را باز کردند و از آن تاریخ تا کنون هیچگونه خبری به من نمی دهند که فرزندم را به کدام محل انتقال داده اند.

این مادر رنجدیده در مصاحبه دیروز عنوان کرده بود: من از طریق بستگان اطلاع پیدا کردم که در سایت ها، خبر فرزندم انتشار پیدا کرده که از ناحیه بدن بطور کلی (دست، پا، صورت) آسیب دیده و بازجوها از درمان وی خودداری می کنند

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: