در جمهوری اسلامی ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی ممنوع اما حضورشان برای دیدن اعد…

‫در جمهوری اسلامی ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی ممنوع اما حضورشان برای دیدن اعدام آزاد است!!!‬


Timeline Photos
در جمهوری اسلامی ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی ممنوع اما حضورشان برای دیدن اعدام آزاد است!!!

رویدادهای اخیر را باهم مرور میکنیم; روز سه‌شنبه ۲۸ خرداد بعد از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران بر کره جنوبی، خبرگزاری فارس با تیتر درشتی اعلام کرد که'' جشن پیروزی تیم ملی فوتبال ایران روز چهارشنبه ۲۹ خرداد در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود؛ ورود بانوان ممنوع است.''!!!

زنان ایرانی اما ظاهرا گوش به فرمان نبودند. شاهدان عینی از مقابل استادیوم آزادی تهران می‌گویند زنان از یک ساعت مانده به آغاز مراسم، مقابل درب غربی این ورزشگاه تجمع کردند. بنا به گزارش خبرگزاری'' دویچه وله'' :
'' تعداد زنان در مقابل درب غربی از ۷۰ نفر به نوشته خبرگزاری فارس !!! تا حدود ۵۰۰ نفر به گفته یک شاهد عینی متغیر است و همچنین شاهد دیگری از مقابل ورودی شرقی می‌گوید حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ زن نیز در این منطقه تجمع کرده بودند.

اما مردمی که خواهان حضور زنان در جشن پیروزی تیم ملی بودند، با برخورد خشن نیروهای یگان ویژه و سپاه روبرو شدند."امیر" یک شاهد عینی از مقابل استادیوم آزادی به خبرگزاری دویچه‌وله می‌گوید که فضا به شدت امنیتی بود و نیروهای یگان ویژه و سپاه به آنجا آمده‌ بودند و بیشتر زنان همراه مردان به مقابل درهای استادیوم آمدند.

یکی از نیروهای سپاه پشت بلندگو میگفت: «آقایانی که کنار خانم‌ها ایستادین، اگر محل رو ترک نکنین می‌بریمتون همونجا که خودتون میدونین».این شاهد عینی برخوردهای نیروهای سپاه با زنان را خشن توصیف می‌کند و می‌گوید حتی در یک مورد یکی از این مامورها دنبال زنی که پرچم ایران را روی سرش انداخته بود دوید و پرچم را از سر او کشید و گفت "گورتان را گم کنید"!,وی همچنین شاهد لگد زدن یک نیروی امنیتی به مردانی بوده که همراه زنان به استادیوم آمده بودند.نزدیک ساعت ۵ به وقت تهران، زنان را با زور پراکنده کردند و آن‌هایی را که مانده بودند سوار چند ون کرده و بردند. او می‌گوید چند زن دیگری هم که مانده‌اند، با خشونت به آن طرف خیابان هدایت کردند.

شاهد دیگری نوشت: «دوستم از ورزشگاه آزادی زنگ زد و گفت زن‌ها رو به ورزشگاه راه ندادن و پلیس‌ها با خشونت و زور و هل و بدوبیراه، زن‌ها رو سوار چند ون کردن تا از ورزشگاه دور کنن و یک‌سری از ماشین‌ها، زن‌ها رو وسط اتوبان پیاده کردن».طبق آخرین گزاش‌ها بیش از هزار زن در پشت درهای بسته استادیوم همچنان امیدوارند بودند که بتوانند بخشی از این سکوهای خالی را پر کنند. بسیاری ازسکوهای ورزشگاه آزادی خالی بود و زنان بسیاری همراه مردان و خانواده های همراه آنها پشت درهای بسته مانده بودند'' و حتی خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت برای استقبال از تیم ملی, زنان زیادی آمدند اما پشت درهای استادیوم جا ماندند! یک شاهد عینی هم میگفت:
مردان زیادی هم با دیدنِ آن صحنه ها و برخورد خشن سپاه و یگان ویژه با زنان ایرانی از ورود به استادیوم خودداری کردند و داخل استادیوم هم عده ای با توجه به ممانعت از حضور بانوان ایرانی و جمعیت همراه آنها به داخل استادیوم توسط نیروهای یگان ویژه و سپاه, شعار:''استادیوم خالیه,مایه شرمساریه'' سر دادند'' و بدین سان جشن ورزشی مهندسی شده ملی !!! توسط سپاه و یگان ویژه !!! در حالیکه زنان ایرانی به همراه خانواده هایشان پشت درهای بسته ورزشگاه بودند برگزار شد!!! و این برخوردها همراه بود با سکوت آقای خاتمی و آقای روحانی و شاید دوستان بگویند آقای روحانی که هنوز رییس جمهور نشده و چه انتظاری از آقای روحانی دارید اما در جواب این عزیزان باید گفت آقای خاتمی وآقای روحانی حداقل به عنوان شهروند ایرانی و شخصیت سیاسی میتوانستند با دختران و بانوان هموطن خویش که میخواستند برای شرکت در جشن ملی تیم ورزشی کشورشان شرکت کنند و مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفتند ابراز همدردی کنند و این برخورد زشت و خشن را با دختران و بانوان ایرانی محکوم نمایند.
عجبا, آخر جشن ملی که در آن دختران و بانوان ایران زمین نباشند که دیگر جشن ملی نیست!

برگزاری جشن آنهم با تفکیک جنسیتی و با زور باتوم و ضرب و شتم بانوان ایرانی توسط سپاه و یگان ویژه که دیگر این مراسم به ظاهر ملی شکوهی ندارد و اسمش جشن ملی نیست و اگر خواهرم راهی به آزادی نداشته باشد من آن آزادی را ارج نمی نهم.

حال که ما این انتقادها را بیان میکنیم ممکن است عده ای از دوستان بگویند: مگر نمیبنید که آقای خاتمی به تازگی گفتند که :'' رييس جمهوری موفق خواهد بود که با رهبری هماهنگ باشد'' و باز بدون اشاره به نقش خامنه‌ای در سرکوب مردم معترض و حمله چند باره به کوی دانشگاه و مجتمع های مسکونی و تیراندازی و قتل هموطنانمان و شکنجه و زندانی کردن بسیاری ازهم میهنانمان ومرگ جوانان مردم در زیر شکنجه در زندانهای اوین و کهریزک و آن جمله معروف خامنه ای در خطبه اش که فرمان سرکوب مردم را داد و گفت خون معترضان بر عهده خودشان است و نظرمن به نظر احمدی نژاد نزدیکتر است, آقای خاتمی گفته اند که :«این‌که رهبر گرامی در روز انتخابات می‌گویند کسانی که مخالف نظام هستند هم بیایند رأی دهند، من این را سیاست کلی می‌دانم.»

و ایشان در حالی که فراموش کردند که احمدی نژاد گفت:{که به موضوع مذاکره هسته‌ای کاری ندارد و دخالتی هم در آن ندارد و مسئول پرونده هسته‌ای هم شخص دیگری است} و در مناظره ها همه کاندیداها مسئول پرونده هسته ای و سیاست خارجی را آقای خامنه ای اعلام کردند و علت تحریم های اقتصادی سیاست خارجی و سیاست اتمی مورد نظر خامنه ای است و نه توقعات بیجای مردم! با این حال آقای خاتمی ادامه داده اند که:«مواظب باشيم شتاب زدگی نکنيم که توقعات بيجا از دولت ايجاد نشود؛فقط می‌گوييم اگر مردم برای حفظ نظام از تغيير می‌گويند، رويکردها تغيير کند و اندک اندک پيش برويم. فردا تورم و بيکاری ويران کننده از بين نخواهد رفت و روابط خارجی اصلاح نخواهد شد.

نبايد اين توقعات را داشته باشيم» و آقای خاتمی گویا فراموش کرده بودند که به خاطر حرف ها و قول هایی که آقای روحانی برای تغییر به مردم دادند عده ای از هموطنان در رای گیری شرکت کردند و نه رای دادن به خاطر حفظ نظام خامنه ای و حال مردم از آقای روحانی عملی کردن مطالبه های به حق خود را خواستار هستند و اصلاح طلبانی که به قدرت دارند میرسند حالا نمیتوانند به مردم بگویند مردم سالاری و مطالبه حقوق شهروندی و حقوق مدنی در هنگام به قدرت رسیدن اصلاح طلبان درجه یک و دو و مطالبه های بیجا و مطالبه های به جا دارد!!! عجیب است که آقایان اصلاح طلب حکومتی طبق چه اصل حقوقی,انسانی و حتی مذهبی صحبت از درجه بندی حق مردم میکنید؟!!! و آقای خاتمی با استفاده از کلمه ''باید'' به تازگی گفته اند که:« سطح مطالبات باید پایین بیاید» و بنا بر همین سخنان آقای خاتمی ممکن است دوستان به خاطر انتقاد ما به ضرب و شتم بانوان ایرانی که قصد شرکت در جشن ملی پیروزی تیم فوتبال کشورشان دوشادوش خانوادها یشان راداشته اند بگویند:یعنی فکر می کنی الان همه مشکلاتِ جامعه حل شده فقط مانده ورود زنان به استادیوم؟چرا سطحِ توقعات را بالا می برید؟ برای ورود زنان سی وپنج سال است که صبر کرده اید حالا اگر چند دهه دیگر هم برای فرهنگ سازی توسط سپاه و گشت ارشاد صبر کنید اشکالی دارد؟

در جواب این دوستان باید بگوییم که چطور سی و پنج سال پیش در زمان شاه که ادعای مذهبی وادعای حکومتی الهی و جانشین و نماینده خدا بودن را نداشت بانوان ایرانی و ورزشکاران خانم ایرانی دوشادوش آقایان با عزت و احترام در سالن ورشی و فعالیت های ورزشی شرکت میکردند ولی حالا بعد از سی و پنج سال از حکومت جمهوری اسلامی الان مردم فرهنگ حضور بانوان ایرانی در سالن ها و استادیوم های ورزشی را ندارند؟!! بله درست است که جمهوری اسلامی نظامی است که در آن نمایشگاه کتاب در مصلایی که میلیاردها تومان خرجش شده و نماز جمعه در دانشگاه تهران برگزار میشود و بسیاری از دانشجویان نخبه اش ستاره دار و بسیاری از جشن ها,مراسم,انتخابات و صلاحیت کاندیداها توسط خامنه ای,شورای نگهبان و سپاه مهندسی میشود و بسیاری از مهندسان کشور چون مهندس عزت الله سحابی ,مهندس کیانوش آسا (از شهدای جنبش مردمی سبز که دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهٔ مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بودند) را نظام به زیر خروارها خاک فرستاد و وکلای دلسوز و مردمی را همچون بانو نسرین ستوده به زندان و مجرمان خطرناکی چون مرتضوی,نقدی ,رادان ,احمدی مقدم و طائب را به پست های بالای حکومتی میفرستد.

اما دوستان هرچقدر که ما پیگیر مطالبات حقوق شهروندی و مدنی خود باشیم نظام در ادامه موثر بودن شیوه سرکوب خود برای ساکت نمودن مردم و دست کشیدن ملت از مطالبات خویش مردد میشود و میتوان گام به گام خواست ملی را با صدایی رساتر فریاد زد,ما نباید فراموش کنیم پس از مهندسی شورای نگهبانی که حداکثر اعضای آن ۱۲ نفر است و بیشتر آنها منصوب خامنه ای هستند و به ریاست عنصری به نام جنتی با ۸۷ سن که برای جمعیت هفتاد میلیونی ایران تصمیم میگرند! و تایید صلاحیت افرادی که مد نظر خامنه ای بود و رد صلاحیت افرادی که با او موضع داشتند و او به خوبی نمیتوانست آنها را کنترل کند علتی که خامنه ای راضی شد تا به رییس جمهور شدن فردی که در شورای امنیت ملی نظام جمهوری اسلامی سالهاست که مشاور اوست و از گروه روحانیونی است که گرایش به سمت آقای رفسنجانی و به تازگی به سمت آقای خاتمی دارد را بپذیرد همانا خون بهای فعالان جنبش آزادی خواهی مردمی جنبش سبز و دیگرآزادی خواهان است که در این سالها سعی کردند که با وجود تحت فشاربودن و تهدید و شکنجه و زندانی شدن ماهیت واقعی نظام سرکوبگر ولایت مطلقه خامنه ای و نقش او در هدایت سیاست هسته ای و سیاست خارجی و داخلی و نقش سران سپاه در اقتصاد مافیایی حاکم بر کشور و مظلومیت مردم ایران را آشکارتر بیان کنند و همواره سعی کردن صدای زندانیان سیاسی و رنج خانواده هایشان و صدای فعالان صنفی,فعالان دانشجویی,فعالان حقوق زنان,اقلیت ها و صدای دل مردم تحت ستم ایران را بلندتر و رساتر به گوش جهانیان برسانند و طبق آمار دولت احمدی نژاد با اینکه میدانیم آمارهایی که دولت احمدی نژاد ارائه میدهدهمواره با واقعیت فاصله دارد اما طبق همان آمار دولتی ۱۵ میلیون نفر از هموطنان و بیش از ۵۰ درصد از مردم تهران همانند آقای موسوی و آقای کروبی در انتخابات شرکت نکردند و این عمل هموطنان با توجه به سخنان علم الهدی امام جمعه مشهد مبنی بر جهنمی شدن افرادی که رای ندهند!

به این معنی بود که ضمن بی توجهی به سخنان امام جمعه به علم الهدی گفتند جهنمی بشویم بهتر از رای دادن به این نظام هست, حال اگر این آمار حکومتی ۱۵ میلیون نفر از هموطنان که در انتخابات شرکت نکردند را ببریم رو نمودار متوجه میشیم بعد از آرای آقای روحانی جایگاه دوم رو پیدا میکند و همه میدانیم این ۱۵ میلیون نفر هموطن که تصمیم گرفتند همانند خانوادههای شهدای جنبش مردمی سبز همانند خانواده ندا آقا سلطان و هم نظر با آقای موسوی و آقا کروبی و خانواده این عزیزان و مشاوران نزدیک به این بزرگواران و هموطنان و گروهای که موافق رای دادن نبودند انتخاب دیگری داشته باشند اما با هموطنانی که با امید تغییر و گفتن نه به سیاست های داخلی,خارجی,هسته ای و اقتصادی تیم امنیتی و نظامی خامنه ای به آقای روحانی رای دادند هم هدف هستند. این ۱۵ میلیون هموطن که رای ندادند همانند ندا آقا سلطان (همانطور که مادر ایشان در فیلم مستند زندکی ندا آقا سلطان گفتند) که با وجود آنکه رای نداده بود اما برای دفاع از حقوق شهروندی و مدنی هموطنانش و اعتراض به دیکتاتوری خامنه ای در حالیکه توسط لباس شخصی ها بارها تهدید شده بود اما بارها به خیابان آمده بود کوچکترین انتظاری در سهیم بودن در مقام و ثروت ناشی از قدرت ندارند و آرزوی آنها

سربلندی, رفاه, شادکامی و سعادتمندی هموطنان خویش است. دوستان حق گرفتنی است و هرچه ما از پیگیری مطالباتمان کوتاه بیاییم اقتدار گراها یک گام به جلو میگذارند و جالب است که آنها در پیگیری خواست های غیر مشرع خود بسیار مصمم هستند و همواره سعی میکنند که خواست های غیر مشروع خود را از مردم و جهانیان طلب کنند بطور مثال آقای ضرغامی که نظامی و پاسدار و با حکم مستقیم از طرف خامنه ای رییس صدا و سیما هست در زمان اعتراض های مردم به تقلب در انتخابات ازفیس‌بوک، تویتر به عنوان سایت های ابزار جاسوسی نام برد و به شدت به این سایت ها حمله کرد و به خوبی میدانیم که نظام بسیاری از سایتهای اینترتی را فیلتر و بر روی شبکه های ماهواره ای پارازیت میاندازد اما همین آقای پاسدار ضرغامی که در یکی از مصاحبه هایش با افتخار از همکاری در پارازیت انداختن بر روی شبکه های ماهواره ای سخن گفت چند وقت پیش میگفت:''میخواهیم ازکشورهای غربی شکایت کنیم که نمیگذارند ده ها کانال ماهواره ای جمهوری اسلامی را بر روی شبکه های محلی و کالبلی آنها قرار دهیم و سایت فیسبوک اجازه نمیدهد برای صفحه فیسبوک پرس تی وی درفیسبوک تبلیغ کنیم''!

یعنی نظام جمهوری اسلامی علاوه بر استفاده از ماهواره,فیسبوک و تویتر(که حتی برای خامنه ای هم همانند بسیاری از مقام های حکومتی صفحه فیسبوک وتویتر درست کرده اند)خواستار حضور در شبکه های محلی کشورهای غربی و امکان تبلیغ برای شبکه پرس تی وی است آنهم شبکه ای که در دادگاه در انگلستان به علت همکاری با شکنجه گران در گرفتن اعترافات اجباری از مردم بر اساس مستندات و مدارک محکوم شده است و آقای پاسدار ضرغامی که توسط حکم مستقیم خامنه ای به این کار گمارده شده برای رسیدن به اهدافشان حتی از مانکن های لباس زیر به عنوان مجری برای شبکه پرس تی وی استفاده میکنند که نمونه آن خانم «ادوینا گریس استوری» (Edwina Storie) مدل لباس زیر استرالیایی و سرگرم کننده صنعت بزرگسالان است! و جالب است وقتی توسط هموطنانمان علت این رفتار دوگانه پرسیده و پیگری میشود روابط عمومی پرس تی وی از متحول شدن این خانوم صحبت میکند! حال آنکه آقای پاسدار رادان راجع به حجاب برای خانوم های ایرانی خط و نشان میکشد؟!

و یادمان نرفته پاسدار رادان در صحبت با فرزاد حسنی گفت اگه لازم باشه خانوم هایی که حجابشان خوب نباشه را با لگد سوار ون میکنند! چه استعدادها و توانایی هایی که میتوانستند در خدمت پیشرفت و آبادانی کشور باشند و درمصاحبه های گزینش هرکدام را به یک بهانه رد کردند! چه توهین هایی که توسط گشت های به اصطلاح ارشاد! به خانوم های هموطن ما در حضور خانواده شان شده است و کافی است که فقط با هموطن هایی که در گزینش استخدام صدا و سیمای حکومتی رد شده اند صحبت کنید تا بفهمید چه جو امنیتی در آنجا برای هموطنانمان حاکم است و چگونه خصوصی ترین مسائل زندگی هموطنانمان وحتی بستگانشان در هنگام گزینش جلوی چشمشان میاورند و به قول سرکار خانم فرشته ملک فرنود,مجری و از گویندگان حرفه ای و با تجربه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی که به تازگی به خارج از کشور رفته اند در هنگام ورود به ساختمان صدا و سیما جمهوری اسلامی حتی به اینکه یک مجری خانم رادیو به دستانش دستکش باشدهم کار دارند و میپرسند که لاک زده ای که دستکش پوشیدی؟

حال با این نظام دورو و سرکوبگر که کوچکترین حقی برای هموطنان خویش قائل نیست چه باید کرد؟صحبت ما و بسیاری از آزادی خواهان ایران حق آزادی انتخاب برای هموطنانمان است, آیا این خواسته و مطالبه زیادی است؟! کدام حکومتی مثل جمهوری اسلامی اینطور شدید با هموطنان خودش رفتار میکندا؟! یکی از بستگان ما, پس از طی مراحل مختلف و آزمون استخدامی اقدام کرده بود و در آن روز یک خانم هم بیرون در راهرو رو صندلی چرمی نشسته بوده و تا اون خانوم رو صدا میزنند این آقا که از ایستاد بودن خسته شده بود سریع رو صندلی مینشیند و وقتی نوبت این آقا میشود به او میگویند که رد شده! چون دیدند که چطوری به سرعت روی صندلی چرمی نشت و نگذاشت گرمای بدن آن خانوم از صندلی برود و این نشان از انحراف اخلاقی ایشان است!

هموطنان,مشکل ما دورویی و رفتار بیمار گونه نظامی است که دم از خدایی بودن حکومت خویش میزند اما رفتارش بسیار متضاد و همراه با اقتدارگرایی و دیکتاتوری است, اگر نظام ادعای احترام به رای مردم در انتخابات را دارد پس چرا به رای و نظر مردم در انتخاب نوع پوشش,آزادی بیان,آزادی رسانه های جمعی مانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات,عدم رفتارهای تبعیض آمیز جنسیتی,قومی,مذهبی,عقیدتی,داشتن حق اعتراض و تجمعات مسالمت ,آمیز,آزادی زندانیان عقیدتی و سیاسی, استفاده از همه نیروهای متخصص و لایق در اداره کشور بدون توجه به عقیده آنها و… احترام نمیگذارد؟!

و مردم را تحت نظر و کنترل گشت ارشاد,سپاه,لباس شخصی ها,بسیج و نیروهای امنیتی و انتظامی قرار داده؟! آیا رای مردم تنها زینت مجلس آقایان است و تنها هر چهار سال یک بار یادشان میافتد از مردم یادی کنند و آهنگ های ملی پخش نمایند؟! پس احترام به خواست و علاقه ملت و اجرای مطالبات مدنی و حقوق شهروندی مردم چه میشود؟! آخر کجای دنیا حاکمانش مثل خامنه ای ادعای حکومت الهی و نمایندگی خدا بر روی زمین و ادعای اطاعت محض از او و فصل الخطاب بودن سخنانش و ادعای جانشینی بعد از پیامبران (ولایت فقیه) رو دارند. کجای دنیا مردمش مثل ایران مورد سرکوب حاکمانش قرار میگیرند همان حاکمانی که چند روز پیش فعال حقوق کارگری افشین اسانلو را به خاطر دفاع از حقوق صنفی و به خاطر درخواست سندیکای مستقل در زندان آنقدر تحت فشار و شکنجه روحی و جسمی قرار میدهند و بنا به شهادت و نامه ای که زندانیان سیاسی نوشتند از دادن خدمات به موقع پزشکی خوداری شد تا هموطن زحمتکش کارگر خود را حکومت به کشتن میدهد و همچنین یک وبلاگ نویس کارگر(ستار بهشتی) را که درد مردم و فقر,فساد و فحشا حاکم بر کشور را میگوید بدون برگزاری دادگاه به زندان اوین بفرستند و آنقدر این وبلاگ نویس کارگر را شکنجه کنند تا ظرف چند رو ز در زندان زیر شکجه کشته شود و به خانواده این کارگر زحمتکش اجازه برگزاری مراسم برای جگر گوشه ندهند و حتی ماموران امنیتی سپاه مادر ستار بهشتی را در کنار مزار پسرش مورد ضرب و شتم قراردادند و مادر کهنسال ستار بهشتی را با موهایش در کنار مزار پسرش که مظلومانه کشته شده بود بر روی زمین کشیدند و مادران صلح ایران که مادران زندانیان سیاسی و جان باختگان اخیر هستند را زندانی میکنند و این نظام ولایت مطلقه همان نظامی است که در داخل کشور زندانیان سیاسی را در دهه ۶۰ و ۶۷ به صورت گروهی اعدام کردند.

همان اطرافیان خامنه ای که پس از انتخابات به سر و قلب هموطنان خود که در راهپیمایی سکوت شرکت کرده بودند شلیک مستقیم میکنند و باعث کشته شدن: ندا آقاسلطان,کیانوش آسا,محمد مختاری,سهراب اعرابی,صانع ژاله و … میشوند که بسیاری از آنها با بدن های گلوله خورده زیر خروارها خاک آرامیده اند و خانواده ها یشان هنوز داغدار جوانهایشان که در راهپیمایی سکوت شرکت کرده بودند هستند.همان هایی که شبانه به کوی دانشگاه و مجتمع های مسکونی حمله میکنند,به دختران هموطن مسلمان خود در زندان تجاوز میکنند و ظرف چند روز آنقدر جوانان هموطن خود را شکنجه میکنند که تعدادی جوان همانند : محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی، رامین آقازاده، امیر جوادی‌فر و … در زندانهای کهریزک و اوین کشته میشوند, مردم را از بالای پل به پایین پرت میکنند و با ماشین نظامی از روی بدن هموطنانشان که در راهپیمایی شرکت کرده بودند رد میشوند و دانشجویان, روزنامه نگاران و وکلای آزادی خواه مانند نسرین ستوده را زندانی میکنند.

همان بی وجدانهایی که زندانی ملی مذهبی (هدی صابر) رو که در اعتصاب غذا بود آنقدر کتک زدند که باعث مرگش شد, همان نامردانی که به دختر داغدار در کنار جنازه پدرش حمله کردند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و در همان مراسم به خاک سپاری پدرشان(عزت الله سحابی) باعث مرگ دخترشان (هاله سحابی) شدند.همان ظالمانی که که در جریان حمله به خوابگاه دانشجویان در زمان دولت آقای خاتمی با باتوم و زنجیر به جان عزت الله ابراهیم نژاد افتادند و قوزک پا، ران، کتف و دو دست او را شکستند و پشت بدن او همه جای زنجیر بود و از فاصله یک متری به صورتش شلیک کردند و او را شهید کردند و بعدها در حالیکه او زیر خروارها خاک آرامیده بود قوه قضاییه برای عزت الله ابراهیم نژاد دادگاه تشکیل داد !!! و توسط دادگاه انقلاب متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» شد!!!

که این کار آنها برای مصونیت دادن به قاتلینش (بنا به شهادت شاهدان و گزارش ها, قاتلین او مسعود ده نمکی و مهدی صفری تبار، پسر امام جمعه اسلامشهر و چندین لباس شخصی دیگر) بودو همان هایی که در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی خانم فرشته علیزاده فعال دانشجویی دانشگاه الزهرا که در جریان حمله به کوی دانشگاه بازداشت شده بود را با شکنجه زیاد شهید کردند و مادر فرشته علیزاده بر اثر فشارهای روحی سکته قلبی کرد و درگذشت (علی اکبر موسوی خوئینی نمایندهٔ مجلس ششم ۴ سال پس از واقعه ۱۸ تیر در همایشی که در دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار شده بود، گفت علیزاده توسط ماموران امنیتی ربوده شد و هیچ نهادی مسئولیت آن‌را به عهده نمی‌گیرد) همان هایی که در زمان دولت اصلاحات آقای تامی حامی فر را پس از حمله به خوابگاه دانشگاه شهید کردند و اکبر محمدی فعال دانشجویی رو پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین زیر شکنجه به شهادت رساندند همان هایی که در زمان دولت آقای خاتمی سعید زینالی فعال دانشجویی رو پس از حمله به خوابگاه دانشگاه تهران ربودند و تاکنون هیچ اطلاعی از زنده یا مرگ او در دست نیست و پس از دادخواهی مادر این دانشجو ربوده شده، او و دخترش تهدید و بازداشت شدند باید این درد را در سکوت اجباری تحمل کنند و همان موقع آقای خاتمی گفت هیچ دانشجو زندانی نداریم !!

و مظلوم دانشجو سعید زینالی, همان نظام و دولت اصلاحاتی که باید طبق قانون از دانشجویان بی دفاعی که پس از حمله وحشیانه لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی به دادگاه شکایت بردند دفاع و حمایت میکرد اما قوه قضاییه ظالم تنها یک سرباز نیروی انتظامی و آنهم به جرم دزدیدن یک ریش تراش را محکوم و بعد خود دانشجویان و وکیل پرونده دانشجویان را محاکمه کرد!!! آخر چند سال باید سکوت کرد و از مردم خواست مطالبه های به حق خود را پیگیری فعال نکنند و به ملت گفت: سطح مطالبات باید پایین بیاید!!!

چرا باید دختران و بانوان ایرانی حق نداشته باشند که کاندید ریاست جمهوری باشند و آقای یزدی یکی از ۱۲ نفری که به جای هفتاد میلیون ایرانی تصمیم میگیرند و منصوب خامنه ای هستند با لحن سخیفی راجع به بانوان ایرانی که قصد دارند برای ریاست جمهوری کاندید شوند بگوید:{در این باره مثل معروفی هست که میگه یارو را به ده راه نمی‌دادند سراغ کدخدا را میگرفت}!!!

و حال آنکه آقای یزدی فراموش کرده اند که اگر ایشان ایران عزیز ما را یک ده فرض کرده اند باید بدانند بانوان و دختران ایرانی صاحبان این ده هستند و نه مهمان!!! و ایشان همراه گروه ۱۲نفره خود حق ندارند بانوان ایرانی را از حقوقشان محروم کنند و تنها هر چهار سال یک بار آنها را پای صندوق ها بخواهند و رای آنها زینت مجلسشان شود و به حقوق بانوان و دختران ایرانی در آزادی اندیشه,حقوق شهروندی و مدنی وآزادی بیان و عقیده و فرصت برابر اجتماعی, آموزشی, شغلی و عدم تفکیک جنسیتی اهمیت ندهند آخر چرا باید پس از سی و پنج سال از عمر این نظام شاهد سنگسار زنان !,قطع عضو, عدم حمایت از زنان و دختران در مقابل خشونت خانوادگی,نصف بودن دیه زنان, محرومیت از داشتن حق برابر در طلاق, دان سهم تحقیر آمیز یک سوم در ارث به زنان و دختران به عنوان فرزند, دادن حق ارث تحقیر آمیز یک هشتم به همسر مرد متوفی که یک عمر در کنار او زندگی کرده است,محرومیت ازحق حضانت فرزند, محرومیت ازحق خروج ازکشور که تنها با اجازه شوهر و ولی ممکن است,محرومیت در تحصیل در برخی رشته ها به علت اجرای طرح تفکیک جنسیتی, قتل غیر عمد محسوب شدن کشته شدن دختر توسط پدر و جد پدری, محرومیت از تحصیل و ستاره دار کردن دانشجویانی که خواستار احترام به حقوق شهروندی و مدنی وصنفی بودند,محرومیت و تحت فشار گذاشتن اقلیت های قومی و مذهبی و هموطنانی که با نظام هم عقیده نیستند, زندانی کردن روزنامه نگاران,وکلا,فعالان حقوق بشری,معلمان,کارگران,دانشجو ها, فعالان مدافع حقوق زنان و کودکان کار,فعالان صنفی و … باشیم؟!!!

عجبا که در نظام ولایی جمهوری اسلامی ورود زنان به استادیوم ورزشی برای برگزاری جشن ملی ورزشی ممنوع اما برای دیدن اعدام آزاد است؟!!! آخرچگونه است که حضور بانوان و دختران ایرانی تنها در لحظه های سختی وغم جایز است ونه در لحظه های شادی؟! چگونه است که در استقبال از مقام های حکومتی در سفرهای استانی و در هنگام اعدام ورود بانوان و دختران ایرانی به استادیوم ورزشی اشکالی ندارد و یا در هنگام حضور در مراسم عزاداری که آقایان در برابر دیده گان آنان بر بدن های عریان خود زنجیر و سینه میزنند و یا فرستادن اجباری دختران دانش آموز ایرانی کیلومترها دورتر از خانواده هایشان به اسم کاروان راهیان نور! آنهم در مناطق جنگی! و جایی که مملو از آقایان نامحرم بسیجی و سپاهی است! که بارها هم مثل امسال به علت سومدیریت و استفاده از اتوبوس های مستهلک و دارای نقص فنی دچار سانحه های شدید میشوند و دختران دانش آموز ایرانی جان خود را از دست میدهند و مسئولان به جای عذرخواهی از پرپر کردن دسته های گل مردم با وقاحت به گفتن جمله '' اجرشان با خدا"' بسنده میکنند!!!

و اینجانب به عنوان فردی که در مناطق جنگی بوده برایم سئوال است که چگونه برای جنگیدن بانوان ایرانی دوشادوش مردان در هنگام جنگ به ویژه در خرمشهر رگ غیرت آقایون آخوند بلند نمیشد و چرا به مردم نمیگید یکی از ناگفته های جنگ را که اون اسیر شدن بانوان ایرانی بود که در خرمشهر دوشادوش مردان جنگیدند و توسط عراقیها شکنجه و کشته شدند و چرا نمیگید وقتی خرمشهر با فداکاری ارتش و مردم داوطلب آزاد شد هنگامی که گور دسته جمعی بانوان ایرانی که دوشادوش مردان جنگیده بودند و توسط عراقی ها اسیر و کشته شده بودند پیدا شد در اونجا رزمنده ها چه دیدند,چرا برای آن بانوان شجاع ایرانی هیچگاه در آن محل آرامگاهی ساخته نشد؟ چرا نمیگید بانوان ایرانی بسیاری در زمان جنگ و در مناطق جنگی و در مراکز درمانی با شجاعت فعالیت میکردند و در تک و پاتک های عراقی ها تعدادی از این عزیزان اسیر عراقی ها شدن و در هنگام آزاد سازی اسرا و بازگشت آزاده ها, بانوان آزاده کشور بدون استقبال مردمی در سکوت کامل خبری به کشور بازگشتند!!!چگونه است که چنین بانوانی اجازه ندارند کاندید ریاست جمهوری باشند و به خود اجازه میدهید راجع به کاندید شدن بانوان ایرانی با لحن سخیف صحبت کنید؟! چگونه است که بانوان و دختران ایرانی همراه خانواده خویش برای شرکت در جشن ملی اجازه ورود به استادیوم ورزشی را ندارند ؟!

شاید تعدادی از دوستان اصلاح طلب ( سهم طلبان ) حکومتی بگویند باید برای ورود بانوان و دختران ایرانی به استادیوم ورزشی فرهنگ سازی کرد و جواب من این است که شما سی و پنج سال است که دارید فرهنگ سازیی میکنید در مدرسه ها معلم قرآن ,معلم تعلیمات دینی و آموزش نهج البلاغه, و آموزش های مذهبی,معلم پرورشی,ده ها برنامه عقیدتی,مذهبی و سیاسی,بسیج دانش آموزی,انجمن های اسلامی,بسیج دانشجویی,ایجاد دفتر رهبری در تمام دانشگاه ها, آموزش اجباری واحدهای مذهبی و عقیدتی,حراست ها,کمیته های انظباتی,کمیته های شهری سابق و گشت های ثار الله و امروزه گشت های ارشاد,دوسال تعطیلی کل دانشگاه های کشور و اخراج بسیاری از اساتید و دانشجویان آنهم به نام انقلاب فرهنگی!!!,اردوهای مختلف عقیدتی و سیاسی و اردوهای راهیان نور!!!,مصاحبه و گزینش های سختگیرانه عقیدتی و مذهبی,اجرای طرح های مختلف امنیت اجتماعی!!! و تفکیک جنسیتی!!!,اجرای برنامه های گوناگون مذهبی در تنها تلویزیون کشور,استفاده از آقایون آخوند در مدارس,دانشگاه ها و اداره جات با عنوانهای مختلف,حتی بستن بسیاری از مهدکودک ها در همین اواخر به بهانه استفاده از موسیقی و آموزش رقص و اجرای طرح های آموزش کافی فرامین مذهبی به کودکان خردسال و … انجام دادید و بازهم میگویید باید فرهنگ سازی کرد؟!!! پس چرا سی و پنج سال پیش در زمان شاه که ادعای مذهبی وادعای حکومتی الهی و جانشین و نماینده خدا بودن را نداشت بانوان ایرانی و ورزشکاران خانم ایرانی دوشادوش آقایان با عزت و احترام در سالن ورشی و فعالیت های ورزشی شرکت میکردند ولی حالا بعد از سی و پنج سال از حکومت جمهوری اسلامی الان مردم فرهنگ حضور بانوان ایرانی در سالن ها و استادیوم های ورزشی را ندارند؟!!

دوستان ما میتوانیم سکوت کنیم و به قول آقای خاتمی « سطح مطالبات باید پایین بیاید» و یا همانند روشی که گاندی و نلسون ماندلا استفاده کردند یعنی پیگیری فعال مطالبه حقوق مدنی و شهروندی خویش از طریق مبارزه منفی و نافرمانی مدنی همانند مردم هند,لهستان و آفریقای جنوبی به پیروزی رسید و البته بهتر است ما تنها منتظر ظهور گاندی و نلسون ماندلا و یک منجی درایران نباشیم و موثرتر آن است که سعی کنیم فرد محور نباشیم و منتظر منجی نمانیم و هدف محور باشیم همانند مردم ترکیه و برزیل که با اتحاد و پیگیری مطالبه فعال حقوق مدنی و شهروندی خود از طریق نافرمانی مدنی حکومت ها را مجبور به عقب نشینی نمودند و در مصر هم اگر مردم در صحنه نبودند و مطالبه های خود را پیگیری نمیکردند ارتش مصر با مردم همراه نمیشد.

مثال دیگر جنبش مردمی و اعتراضی سبز است که اگر پیگیری میشد به اهداف خود میرسید ولی با این حال خامنه ای که تا پیش از آن در سخنرانیهایش نظراتش را با غرور و تکبری فرعون وار و با استفاده از کلمه''ما'' به کار میبرد بعد از دیدن جمعیت عظیم چهار میلیونی مردم معترض از میدان امام حسین و میدان توپخانه تا میدان آزادی به زیر گریه زد و برای تحریک حس ترحم طرفدارانش در حالیکه گریه میکرد گفت:''من جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم '' و در همان ایام اخبار عدم اطاعت دستور خامنه ای در سرکوب مردم توسط تعدادی از سرداران سپاه و بازداشت آنها به سایت های خبری جنبش مردمی سبز درز کرد که این نشان از آن بود که وقتی مردم برای پیگیری مطالبه های به حق خود بپا خیزد حتی بخشی از نظامیان مکتبی همانند سپاه با ملت همراه میشود و بعدها سردار جعفرعزیزی فرمانده سپاه هم در سخنرانیش به همراهی عده ای از سپاهیان با مردم اشاره کرد و گفت که ما نمیتوانستیم همه آنها را حذف کنیم و سعی کردیم آنها را توجیه کنیم.

دوستان اکنون انتخاب با شماست که سکوت کنید و منتظر باشید و به قول آقای خاتمی « سطح مطالبات باید پایین بیاید» و به تاریخ سی و پنج ساله عملکرد حکومت اهمیت ندهید و حافظه تاریخی خود را پاک کنید و به این جمله که کسانی که از تاریخ درس نمیگیرند مجبور به تکرار اون هستند بیتفاوت باشید و یا اینکه اجازه ندهید دیگران به خاطر کسب قدرت بر سر حقوق و مطالبات به جای ملت معامله کنند

و با پیگیری فعال مطالبه حقوق مدنی و شهروندی خویش سرنوشت را خودتان رقم بزنید که هزینه آن از ادامه اجرای سیاست های مستبدانه خامنه ای و علاقه او به بدست آوردن بمب اتمی و رخ دادن جنگی خانمانسوز دیگر به مراتب کمتراست. قدرت واقعی نیرو اتحاد مردم در پیگیری فعال مطالبه های حقوق مدنی و شهروندی از نظام است.حق گرفتنی است. حال قضاوت با شماست.

محمد رستگار
جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۲

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: